پارت چهارده :

بدون آنکه خودشان متوجه باشند، هر دو با صدای بلند حرف می‌زدند. صدای موتور باعث این بلندی صدا بود.
- دستت درد نکنه دیگه داداش. مارو درین حدم نمی‌بینی!
- والا با این سوز هوا جلومم نمی‌تونم بیینم. مسخره بازی در نیار، بهت اعتماد دارم که الان باهامی. همین الانشم شریک جرمی فکر نکن بی‌گناهی.
مهران کلاه سیوشرت طاها را با دست گرفت و تهدید وار گفت:
- من چَک نخورده همه چی رو لو میدم گفته ب

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت طاها در رمان هفت هزار و ششصد قدم تا تو طاها
تصویر شخصیت آسمان در رمان هفت هزار و ششصد قدم تا تو آسمان
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!