پارت هشتاد و نهم :

نمی‌دانم چقدر گذشته بود. همه سالن نمایش را ترک کرده بودند. همه، به‌جز میرن… الیان… وانیا… مارتا… و میرا. به‌جز ما، همه از سالن رفته بودند. تمام مدت روی صحنه ایستاده بودم. آرورا قبل از رفتن، تقدیرنامه و لوحم را گرفته بود. همه دانش‌آموزها با بهت و ناباوری نگاهم می‌کردند و وقتی سالن را ترک می‌کردند، چهره‌هایشان کلافه و ناراضی بود. می‌دانستم که به خواست اعضای ویژه سالن را ترک کرده‌ان

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • المیرا

    0

    دلم سوخت، میرن درسته لاشیه ولی اعتمادش نسبت به هانا از بین رفت. هانا هم خیلی گناه داره ولی بنظرم کار درستی کرد که حقیقت و گفت. از الیان متنفرم کاشکی ی پارتنر دیگه واسه میرا میومد😭

    ۲ هفته پیش
  • Ferferishoonam

    3

    هانا دروغ نگفت اون فقط حقیقت رو نگفت🥲🥲

    ۲ ماه پیش
  • سحر

    4

    دلم برای میرن کبابه کباب پسرکمممم😭😭😭

    ۲ ماه پیش
  • ستا

    66

    هرکی موافق رقیب عشقی برای کوه یخ (الیان) هست لایک کنه مرجان ببینه🥺

    ۲ ماه پیش
  • بهار

    13

    مرجان لطفاااا هیجان رمان بیشتر میشه🥹🥹

    ۲ ماه پیش
  • youi

    3

    یعسسسسسسس 😭😭😭

    ۲ ماه پیش
  • زیزی

    15

    میرن هم همینطورر

    ۲ ماه پیش
  • بهار

    13

    میرن لیو رو به عنوان رقیب میبینه فقط میرای بدبخت سرش بی کلاه مونده🥲🥲

    ۲ ماه پیش
  • نازی

    6

    اره میرن میکشتش😂😂😂🔪

    ۲ ماه پیش
  • مینو

    20

    آرهههه،آخه حیف میاد میرا رو همینجور آسون بدیم بره،الیان باید اذیت شهههه😂😭هیجانش عالی میشهعهعع،ولی موندم اون رقیب عشقی قراره کی باشه?

    ۲ ماه پیش
  • ستا

    11

    دیقاااا خیلی خوش به حالشه میگه هروقت دلم خواست میرم یکم سر به سر دختره میزارم😒😒🔪

    ۲ ماه پیش
  • بنفش علی

    13

    دعوا ام بشه لطفا با تشکر🥰💅

    ۲ ماه پیش
  • ستا

    11

    چقد فانتزی هامون شبیه همه 🤣🤣😈😈

    ۲ ماه پیش
  • بنفش علی

    5

    آخ اره ببینم مرجان حال این الیان جذابه رو میگیره ،ولی من خیلی دوسش دارم این کاراش هم بخاطر برادرشه واقعا حق داره ولی این خشمش پای هانای منو گرفت🥲💔واقعا این دختره عسل حرف دل منو زد علاقه به شخصیت های شرور از شوران قشنگم شروع شد ،وای چقد دلم براش تنگ شد چشم قشنگم

    ۲ ماه پیش
  • Nim

    2

    وایی اره خیلی دوست دارم بدونم عکس العمل الیان چیه🔥🔥

    ۲ ماه پیش
  • زهرا

    3

    ولی منظور میرن از اون اومد سراغم چی بود

    ۲ ماه پیش
  • شبنم

    1

    باباش که اومد کتکش زد 🥲

    ۲ ماه پیش
  • شبنم

    4

    الان فقط تو این فکرم که چطور بعدا قراره تتوی *** میرن فوبیای هانا نباشه😁😁😁

    ۲ ماه پیش
  • ستا

    6

    به خاطر دخترم میره پاکش میکنه

    ۲ ماه پیش
  • شبنم

    2

    میشه تتو پاک کرد؟؟؟ وای من میگم مثلا یکاری کنه نترسه باحال میشهه

    ۲ ماه پیش
  • sasha

    37

    چقدر این حس و این لحظه برام اشناس... مثل زمانی که میلاد همچیو فهمید... زمانی که آروی عکسهای عروسی رو دید... زمانی که ویولت بهوش اومد و..... 💔:)

    ۲ ماه پیش
  • بنفش علی

    13

    اره دقیقا من سر پانتومیم هم اینجوری بودم زمانی که اون مهرداد بود کدوم خری بود اسمشو یادم رفته مال چند سال پیش بوده به آیلین نزدیک شد اون اتفاق افتاد زمانی که امیر افتاد زندان زمانی که فهمید آیلین ازدواج کرده عررر چقد گریه میکردم مخصوصا موقعی آرام مرد خیلی تلخ بود ،طالع دریا ام همینطور:)))

    ۲ ماه پیش
  • sasha

    6

    واای ارههه🥲آیلین:)

    ۲ ماه پیش
  • کاکتوس

    7

    این آروی که میگی عکسای عروسی رو دیده کی من اکثرا همه رمانا رو خوندم همچین شخصیتی نشنیدم

    ۲ ماه پیش
  • sasha

    1

    آروی برای رمان شیرشاه(ورونا) هست

    ۲ ماه پیش
  • Rahii

    6

    نمیدونم الان چقدر حسودی کردم بهت که شیرشاه خوندی:))

    ۲ ماه پیش
  • sasha

    0

    عااای عزیزممم🫠🥲

    ۲ ماه پیش
  • ....

    3

    وای... اصلا نمی دونم چه حسی دارم؛ یا دلم برای هانا می گیره، یا برای میرن بخاطر زخماش، یا حتی دوباره از میرن عصبانیم که نمی ذاره هانا حرف بزنه، یا از الیان عصبانیم که هی عصبانیت میرن و بدتر می کنه.. فقط می تونم بگم پشمااام

    ۲ ماه پیش
  • Lili

    2

    وای ای کاش میرن بزاره هانا حرفاشو بزنه تا بفهمهه ک دروغ نگفته و برای محافظت از جونش این کارو کردههه

    ۲ ماه پیش
  • Lili

    2

    اخخخخ اخخخخخ الیاننن هر چی میکشیم از دستت توع وایییییییی بچمممم میرننن😭😭😭😭

    ۲ ماه پیش
  • شبنم

    1

    اول رمان خواستم بگم پس لیو چرا نموند تو سالن؟؟ یادم افتاد بچمممممممممم تنبیهههه

    ۲ ماه پیش
  • Hln

    3

    آخ الیان الیان خدا بگم چیکارت نکنه الیان آخه باز آتیش بیار معرکه چرا میشی تو یکی نرو تو تیم این مارتا دیگهههه خدایا دارم روانی میشم

    ۲ ماه پیش
  • Hln

    2

    آخ آخ آخ کاش من می تونستم این مارتا رو خفه کنم بکشم خیالم راحت بشه دختره ی لوسسسسس

    ۲ ماه پیش
  • Zari

    4

    دارن به این فکر میکنم چرا ساعت ۱۰ نمیشع

    ۲ ماه پیش
  • بهار؟!

    2

    وقتی شد و پارت نیومد:(((

    ۲ ماه پیش
  • بهار؟!

    4

    اقا ویدیو کاپ کیک چی بود من دیدم؟! اقا نمیفهمم مخم رد داده مال امشب عه؟! اقا وای وای وای وای

    ۲ ماه پیش
کپی شد!