رد بوسه هایت به قلم سمانه حسینی
پارت شانزده :
به محض اینکه بیتا را سوار کردیم، موبایل به دست شماره نریمان را گرفتم، بیتا مثل بید میلرزید و رنگاز رخش رفته بود. درست شبیه ما شش نفر که همگی هیجان داشتیم، به محض بوق آزاد به سرعت گفتم:_ الو نریمان، سیاوش و دیدی؟!
سرفه کنان صدایش را که صاف کرد فهمیدیم سیاوش را سوار کرده، چون سرفه علامت بینمان بود.
_ سلام آبجی قربونت برم، بچه ها چطورن؟ منمخوبم قربونت. دیدم زنگ زدی متوجه نشده بود
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
سارا
3خداییش نسبت به بقیه نویسنده ها تو پارت گذاری دست و دل باز تری سمانه جون😉 شیش روز شیش روز پارت میزارن سال تا ماهم پارت هدیه ندارن حرصم گرفته🫠.کی فرناز میخواد عشقو تجربه کنه خدا میدونه ولی مگه این دختر مافیایی به کسی پا میده😂بازم مرسیییی 😊
۳ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
ماچ بهت سارای قشنگم مرسی که انرژی بهممیدی گل دختر🫶🏻🥹🫀
۳ ماه پیشمهتاب
3آخ گل گفتی واقعا🤦🏻 ♀️ بقیه اینقدر آدم و زجر میدن خدا میدونه. ولی به نظر من فرناز و میعاد عاشق هم میشن البته میعاد حس میکنم فرناز و دوست داره😍
۳ ماه پیشسارینا
3سلام عزیزم خسته نباشی رمانتون رو تا اینجا دوست داشتم و قشنگ بوده فقط میشه لطفا پارت بزارید خیلی دیره اینطوری بازم ممنون ازتون
۳ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
سلامبه روی ماهت عزیزم ممنونم ازت🫶🏻🥹🫀 به جز سه روز اصلی که پارتگذاری میشه، پارت هدیه هم داریمنگران نباش.
۳ ماه پیشسرو
2عالیه مادره رو بدین بخودم تا حسابی ادمش کنم زن خودت شوهر کردی چه گلی به سر بچه هات زدی که حالا میخوای این یکی روهم شوهرش بدی
۳ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
همین و بگو والا😒
۳ ماه پیشمیم
3این فرناز عاشق نشده،هیچی حالیش نیست هنوز،یهو چی شد خواهر مهربون شد درد دل فرنوش گوش بده 🤭😏
۳ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
آره یکم یکم نرم میشه😄
۳ ماه پیشمیم
4حس می کنم سیاوش رو به اجبار از بیتا جدا کرد،این حال خرابش و این غم زیادش به بی وفایی نمی خوره،خونه پدری ام که برنگشته 🥺🤔🙏🏻
۳ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
حدست درسته دقیقا🥲
۳ ماه پیشمیم
2عجب فیلمیه این نریمان ،چندرغاز برای ننه بابای پیر و مریضش دربیاره 😁
۳ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
اره😁
۳ ماه پیشصدرا
2فقط اونجا که به مامانش میگه خیلی زندگیم گل و بلبله حالا یه شوهرم بیار این وسط🤣
۳ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
راست میگه دیگه🤣
۳ ماه پیشمریم
2چه پسری میخواد کلی خوشحالمون کنه😅😅😅
۳ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
دقیقا🤭
۳ ماه پیشمهسا
2وایی من فقط منتظرم پای امیرعلی به داستان باز شه و نقشش پررنگتر باشه تا بیشتر از امیرعلی بخونیم و لذت ببریم😄
۳ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
امیرعلی غوغا به پا میکنه نگران نباش
۳ ماه پیشحسام
2عجب فیلمن اینا بابا نریمان قشنگ با این هفتا دختر یه گروه مافیایی تشکیل میدن😂
۳ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
دقیقاااااا😁
۳ ماه پیشنیلو
2به نظرم فرنوش و فرناز در آینده خیلی خوب میشن با هم
۳ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
شاید😉
۳ ماه پیشآهو
2اینقدر هیجان هر پارت زیاده نمیدونم از کدوم قسمتش بگم😄 اول اینکه به خدا سیاوش گناه داره بعدم اینکه مامان فرناز واقعا خودش مقصره که فرناز اینجوری شده از بس بداخلاقه
۳ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
موافقم باهات
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

نسیم
1یعنی بیتا با فرناز چیکار داره؟🤔🤔