لاوین ماه زادهی نور به قلم لیدا صبوری
پارت بیست و هفتم :
دستش پیشروی کرد و از روی موهایم سُر خورد بروی پوست گردنم نشست و خیلی نرم سمت چانه ام لغزید و روی لبانم کشیده شد. حالا کاملا در آینه ی میز توالت می دیدمش؛ پشت سرم ایستاده بود و یک دستش بروی شکمم نشسته و دست دیگرش روی لبهایم خط فرضی می کشید و چشمانش را ریز کرده بود؛ جوری که انگار قرار است راست و دروغ حرفهایم را از نگاهم آنالیز کند. در آینه نگاهم میکرد و دَم عمیق می گرفت!
قدرت تکان خوردن نØ
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۴۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نسیم
1یهویی چیشد داشتی خوب پیش میرفتی که اریا یهو جنی شدی😐😂
۳ ماه پیشزهرا
1موفق باشید رمانتون قشنگه منتظر ادامه شم
۵ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
سپاس و تشکر عزیز دل
۵ ماه پیشیه غریبه
2آریا بیگدار به آب نمیزنه خودش دنبال سرنخه اما نمیدونه داره به بچه ی خودش صدمه میزنه عالی بود کارتون بیسته
۵ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
ممنونم از دیدگاه و نظر قشنگتون
۵ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
ممنونم از دیدگاه و نظر قشنگتون
۵ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
ممنونم از دیدگاه و نظر قشنگتون
۵ ماه پیشهانا
2لاوین بنظرم عشق پنهانی تو قلب ژیوار بوده که رو نکرده نمی دونم اما حسم میگه بهم برمی گردن
۵ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
باید دید حقیقت چیه
۵ ماه پیشهانا
2من میگم این قصه اصلا مربوط به آریا نیست حدسم میگه قهرمان داستان ژیواره👍
۵ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
باید کمی دیگه صبور باشید 💖
۵ ماه پیشسودا
1اما دلمم می خواد آریا رو تروررر کنم 😤😤😤
۵ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
باهم اینکارو میکنیم خخخ
۵ ماه پیشسودا
1چه خوب توصیف کردی حال آریا رو وقتی بچه شو لمس کرد 🥹🥹🥺🥺🥺🥺
۵ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
💖🥹🌹
۵ ماه پیشمیم
2در کمال خوش باوری هنوزم امیدواره به آریا ولی اون داره یکی یکی پلای پشت سرشو خراب می کنه،هیچ راه برگشتی نمی ذاره 😠🙏🏻
۵ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
مقدار امید آدمها متفاوته دیگه
۵ ماه پیشهلنا
2استوری هاتون خیلی جذاب و قشنگه موفق باشین👏🏻👏🏻
۵ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
عزیزدلممم ممنونم واقعا
۵ ماه پیشفرزانه
2ممنونم خانم صبوری از رمان خوبتون خسته نباشید می تونم اینجا سوال بپرسم راجع به رمان؟
۵ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
سپاس فراوان بله هر سوالی دارید در خدمتم
۵ ماه پیشHoda
3اینکه گفت تعبیر خواب فکر کنم خوابای بدی برای لاوین دیده نمیشه حدس زد چی قراره واسمون بنویسی لیدا جون قشنگ تشنه برای پارت بعدی
۵ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
تعبیر خواب دلیل داره که گفت باید ببینیم چی میشه در ادامه
۵ ماه پیشHoda
3آریا مهمونش فکر کنم همون خانم اونجوریه باشه تا ببینیم خدا رحم کنه🫠🫠🫠
۵ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
نه گلم اون نیست 😊
۵ ماه پیشHoda
3خسته نباشی لیدا جون دمت گرفتم امروزم پارت داریم؟
۵ ماه پیش
لیدا صبوری | نویسنده رمان
سپاسگزارم مهربون
۵ ماه پیششبنم
3چقدر غم انگیز وحرص درار. واقعا از دست لاوین ناراحتم چقدر خودش رو کوچک کرد وهنوز درس عبرت نگرفته وهرچی هم خطا کار با شه این رفتار سزاش نیست چرا خفه نمیشه وبی محلی نمیکنه ادم نفهم رو میشه به راه اورد ولی ادمی که خودش رو به نفهی میزنه رو نمیشه ادم کرد توهمون خواب خرگوشی باقی میمونه باید تصمیم درست بگ
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

نسیم
0نمیدونم من اینجوری حس میکنم یا نه ولی این اریائه مهربونه ها فقط زخم خوردست فکر میکنم ولی شورشو شیرین کرده دیگه😉😉😂😂