کوه به کوه میرسد به قلم عاطفه لاجوردی
پارت چهارده :
تلاشم را برای در رفتن از زیر جواب انجام دادم و سرسری لبخند زدم. شش سال دوری کافی بود تا از آن صمیمیت دور شده باشم!
-الان خستهی راهی، ما هم که ناخواسته از خجالتت در اومدیم، فکر کنم بهتره توام بری استراحت کنی!
به عقب تکیه داد و بدون آنکه ذرهای از حالت موشکافانهی نگاهش کم شود، گفت:
-میدونی که سنگ قلاب بشو نیستم! اما باشه میذاریم برای یه وقت بهتر اما لااقل میتونی بگی که چرا قÙ
لطفا صبر کنید...
