آلفای من به قلم شادی سالاری
پارت پنجاه :
اجازه دادم گرگم وقتش رو با اون بگذرونه؛ این لحظهی خیلی مهمی برای جفتشون بود و نمیخواستم خرابش کنم. نوبتِ "منِ انسانی" هم میرسید.
بعد از اینکه کلی دور هم چرخیدن و به بوی هم عادت کردن، بالاخره تصمیم گرفتن برای یه دویدنِ طولانی که سالها منتظرش بودن، بزنن به دلِ جنگل.
توی اون لحظه، خوشحالتر از من وجود نداشت.
ساعتها دویدیم تا توی فرمِ گرگی هم رو بشناسیم. گرگِ لیرا واقعا
لطفا صبر کنید...

سونیا
5هییی نویسنده عزیز دوشنبه پارتی گذاشته نشده بودددد لطفا امروز ۱ پارت دیگه هم گذاشته شه 🙏🏻