آلفای من به قلم شادی سالاری
پارت پنجاه و یک :
از زبان لیرا
با یه لبخند روی صورتم بیدار شدم، هرچند تمام عضلات بدنم از دویدنِ دیروز بدجوری کوفته بود. هنوز به این همه فعالیت بدنی عادت نداشتم؛ مخصوصاً که از یه سری عضلهها توی کل عمرم استفاده نکرده بودم! هنوز باورم نمیشد که دیروز واقعاً تغییر شکل دادم. از یه طرف، چهار دست و پا دویدن توی جنگل خیلی غیرعادی بود، ولی از طرف دیگه، حس میکردم طبیعیترین کارِ دنیاست.
لبخندی زدم و
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
