پارت بیست و پنجم :

در همین زمان گوشی فرزاد به صدا درآمد. فرزاد گوشی را از جیبش بیرون آورد و با نگاهی به صفحه آن، تماس را رد کرد. سامان بلند شد و برای همه چای ریخت. مجدداً گوشی فرزاد زنگ خورد و باز تماس توسط فرزاد رد شد. با زنگ سوم، فرزاد گوشی را بی صدا کرد.
مهران گفت:
-آقا فرزاد، حتماً کار مهمیه که اینقدر زنگ میزنن. شما راحت باش. اگه سر و صدای ما مزاحمه برو اونطرف صحبت کن.
فرزاد هم که عصبی شده بود از جا ب

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت فرزاد در رمان تقدیر ترانه فرزاد
تصویر شخصیت کیوان در رمان تقدیر ترانه کیوان
تصویر شخصیت مهران در رمان تقدیر ترانه مهران
تصویر شخصیت پارسا در رمان تقدیر ترانه پارسا
تصویر شخصیت سامان در رمان تقدیر ترانه سامان
تصویر شخصیت ترانه در رمان تقدیر ترانه ترانه
تصویر شخصیت میترا در رمان تقدیر ترانه میترا
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!