پارت نهم :

فصل چهارم

ماه امشب در آسمان غول‌پیکر بود. کامران حس می‌کرد اگر انگشتش را دراز کند، می‌تواند به پوست ماه بخورد و دور زخم‌هایش دایره بکشد. به رگ‌هایش، ستاره‌هایش و جوش‌های سفیدی که شبیه کیسه‌های عنکبوت بودند، خیره شد. داشت با دقت به همه‌ی این‌ها ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!