پارت صد و پنجاه و چهارم :

نگارین به سمت من برگشت. نگاهش ترکیبی از استیصال و یک تسلیم عجیب بود. با صدایی که انگار از ته چاه درمی‌آمد، گفت: «اشکالی نداره تنها برگردی خونه؟»
من هنوز در شوک حرف‌ها و اتفاقات دقایق گذشته بودم. چشمانم روی صورت رنگ‌پریده‌اش می‌چرخید. زیر لب، با صدایی که لرزشش را نمی‌توانستم پنهان کنم، گفتم: «تو واقعاً می‌خوای این کار رو بکنی؟ می‌فهمی داری چی‌کار می‌کنی؟»
نگارین قدمی به سمتم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • Helia

    0

    نگارین هم بلاخره تونستم یه پناه امن پیدا کنه

    ۱ ماه پیش
  • حنا

    1

    آقا چرا کاراکتر عمادو ندارییییمممم عکسشو

    ۴ ماه پیش
  • باران

    0

    من نمیدونم چراپارتهابرام دیرمیاد؟ یعنی بخاطرچیه؟

    ۴ ماه پیش
  • باران

    1

    خداروشکربلاخره یکی ازاون عمارت عفریته خانم نجات پیداکرد،، حالامن نگران رخساره هستم که مشکلی براش پیش نیاد، سپاس سانازجون ازپارتهای زیادوپرمتحوا،، واقعازیبابود

    ۴ ماه پیش
  • مینا

    2

    ممنون عزیز پارت های پر محتواییی بود وحسابی چسبید❤️

    ۴ ماه پیش
  • ملیحه

    0

    باید خیلی زود به نریمان خبر بده

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    ممنون سانازی

    ۴ ماه پیش
  • زهرا

    0

    برای نگارین خوشحالم پناهگاه خوبی پیدا کرد

    ۴ ماه پیش
  • اکرم بانو

    2

    ساناز جان ،بار دیگه ثابت کردی که یه زن اسمش زنه اما ازهرمردی میتونه مردترباشه... باخودش گفت نکنه پشیمون بشه و بخواد برگرده اما نتونه،بعد برگشت پیشش،دلم میخواد نگارین بعد اینو بفهمه رخساره تنهاش نگذاشته

    ۴ ماه پیش
  • نرگس

    4

    آره بعد بفهمه تمام صداهاشونو شنیده🤣🤣

    ۴ ماه پیش
  • اکرم بانو

    2

    اونو عماد باید بفهمه😂😂😂😂😂

    ۴ ماه پیش
  • ماهرخ

    0

    افرین به نگارین چه تصمیم درستی گرفت خودشو از اون جهنم نجات داد

    ۴ ماه پیش
  • اکرم بانو

    0

    خیلی قشنگ بودن،این همه پارت،خسته نباشید جانانه بهت میگم... 👏👏👏👏🌹🌹🌹🌹🤍🩵🩵💙💚🩷🩶

    ۴ ماه پیش
  • اکرم بانو

    2

    عمیقا احساس کردم وجود رخساره تو زندگی هرکسی لازمه...چقد این حمایتش،برگشتش قشنگ بود...

    ۴ ماه پیش
  • پرنیا

    1

    فک کن اینا بفهمن رخساره اونموقع اونجا بوده😂😂

    ۴ ماه پیش
  • پرنیا

    0

    نگارین هم عروس شد 🥹🥺عماد میتونه نگارین رو زنده کنه💪

    ۴ ماه پیش
  • ن س

    2

    امید وارم عماد آخرش همین باشه تا نگارین هم حالش خوی شه و قدرت بگیره از حضور عماد

    ۴ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️