پارت نود و ششم :

جلوتر از او سوار ماشین شدم.کمربند را که بستم، گفتم: اسم عطرت چیه؟دخترعموم می خواست بدونه!خندید و دنده عقب گرفت:چیه؟ درگیرت کرده؟بهم عادت کردی؟لالیک سیاه و جیونجی قهوه ای می زنم که تو ایران نیست! فیکش هست فقط...گفتم: وای! چه ربطی داره؟نفس عمیقی کشید:یه چیزی می گم ناراحت نشی! حالم به هم ریخت.اینجور وقتها وقتی می گفت می خواهم یک چیزی بگویم،می دانستم چه در انتظارم است.گفتم: نه! دیگه بدتر از این

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۳۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آلاله در رمان عقد ممکن آلاله
تصویر شخصیت شهرام در رمان عقد ممکن شهرام
تصویر شخصیت بنیامین در رمان عقد ممکن بنیامین
تصویر شخصیت مادر آلاله،سولماز در رمان عقد ممکن مادر آلاله،سولماز
تصویر شخصیت شیرین خانم ،مادر شهرام در رمان عقد ممکن شیرین خانم ،مادر شهرام
تصویر شخصیت آیدا در رمان عقد ممکن آیدا
تصویر شخصیت فیروزه در رمان عقد ممکن فیروزه
آخرین نظرات ارسال شده
  • محرابی

    0

    ممنون عزیزم زیبا بود خدا قوت. ای بابا چرا یک روز نمیتونین آروم کنارهم باشین آخه

    ۲ هفته پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    بچه ن! بچهههه

    ۲ هفته پیش
  • زهرا خ

    3

    شهرام با این رفتاراش ما رو هم دو سر دو بری کرده چه برسه به آلاله یه بار خوبه یه بار بد میشه، دختر بیچاره نمیدونه دلشو خوش کنه بهش یا نه

    ۴ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    اره والا

    ۴ ماه پیش
  • فاطی

    1

    آلاله نمونه بارز دختر صاف و سادس!با اینکه قبلش تو رابطه هم بوده اما مدیریت رابطه بلد نیست سیاست نداره!شاید شهرام منتظر چراغ سبزی از طرفشه تا بمونه اما الاله داره خودش همه چیو خراب میکنه درسته از اول مشخص بود تهش چیه ولی اگر الا سیاست به خرج میداد شاید میشد اونجوری لاقل یه تلاشی کرده بود

    ۴ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    یادتون رفته این دختر فقط ۲۲ سالشه ها! چهل سالش نیست طفلک...مادرشم ساده ست.نبود که اینطوری شوهرش نمی دادن.

    ۴ ماه پیش
  • فاطی

    0

    در ادامه درسته رفتارهای شهرام ضد و نقیضه ولی من صد مطمعنم همونقد که الاله بهش حس داره و میخوادش اونم میخوادش از رفتار هاش مشخصه منتها الاله رفتارهاش جالب نیس وگرنه میتونه شهرامو پاگیر کنه

    ۴ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    درسته عزیزم...اما خب ریشه روانشناختی داره که در طول داستان بهش بارها اشاره شده.

    ۴ ماه پیش
  • مینا

    0

    خوب باهم عقد هستن چرا الاله فک میکنه اگه واسه خونشون خرید کنه باید پولش رو بده با این کارا پسره رو زودتر فراری میده یعنی یه ادم باتجربه نیس راهنمایش کنه

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه

    1

    از کی تاحالا داماد برای خونه مادرزن خرید میکنه؟ اتفاقا دختر عاقل و باتجربه زیر دین و منت مردی نمیره

    ۴ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    دیگه همه رو که نخرید.شرایط اینها هم متفاوته.شرایط عادی که نیست! شهرام خرابکاری زیاد کرده.تو شرایط عادی بله اما اینجا نه.

    ۴ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    یه لاله بود که اونم الان مشغول خودشه.

    ۴ ماه پیش
  • Z.k

    0

    هر دو تاشون مغرور عاشقن .خوب آلاله یکم باید نرم تر باشه نه اینقد تند وتیز

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    اتفاقا با همچین مردی باید تند بود ، مردی که یه شب میخوادت فردا میگه موندنی نیستم لیاقت مهر و محبت نداره! نزده میرقصه چه برسه به اینکه محبت بریزه به پاش

    ۴ ماه پیش
  • ابرا

    1

    شهرام باید پیش قدم بشه آخه این بدبخت می ترسه ولش کنه بره

    ۴ ماه پیش
  • Sajede

    1

    من حس میکنم شهرام میخواد به آلاله بگه تو منو دوست نداری بهم عشق نمی ورزی که بخوام بخاطرت از درس و کارم بزنم و ایران بمونم و تهش میگه کارام رو راست و ریست کنم میرم تو ام که به من وابسته نیستی

    ۴ ماه پیش
  • Sajede

    2

    خب به نظرم آلاله حق داره که اینطوری با شهرام جروبحث کنه و بهش بی محلی کنه شهرامو نگاه به آلاله میگه جگوار خودت از همه بدتری شهرام خان میخوای دخترمونو ول کنی بری؟ به همین راحتی مگه شهر هرته؟

    ۴ ماه پیش
  • مریم

    1

    خدا کنه بگه پیشت می مونم من خیلی امید دارم می دونم شهرام منتظر یه بوس آلاله س که دوباره *** شه😅😅😅😅

    ۴ ماه پیش
  • نگین

    1

    خاک تو گورت شهرام! چی کار می کنی! چه خاکی تو سرت می ریزی اگه این دختر نباشه این که می گفت بدنمو دس هرکس نمی دم ...من منتظرممم فردا شبببب

    ۴ ماه پیش
  • کیانا

    2

    به نظرم چون تاحالا عاشق نشده نمیتونه این حال خودش و هندل کنه! وگرنه که عمرا بتونه بره

    ۴ ماه پیش
  • شیوا

    2

    منم همین فکر می کنم اره همینه تا حالا نمی دونستم زن چیه...

    ۴ ماه پیش
  • شیوا

    1

    جون ب عطر شهرام جون برچشاش که آتیش داره جون به عشقی که داره جون ب همه چیش...جون! چقدر این پارتو دوست داشتم استوریاتو بیشتررر مهشاد جون! پارت هدیهههه بده! آچمز شدم ب خداااا

    ۴ ماه پیش
  • tara

    1

    دست مریزاد گلم کاش پارت هدیه داشتیم امشب

    ۴ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️