عقد ممکن به قلم مهشاد لسانی
پارت نود و ششم :
جلوتر از او سوار ماشین شدم.کمربند را که بستم، گفتم: اسم عطرت چیه؟دخترعموم می خواست بدونه!خندید و دنده عقب گرفت:چیه؟ درگیرت کرده؟بهم عادت کردی؟لالیک سیاه و جیونجی قهوه ای می زنم که تو ایران نیست! فیکش هست فقط...گفتم: وای! چه ربطی داره؟نفس عمیقی کشید:یه چیزی می گم ناراحت نشی! حالم به هم ریخت.اینجور وقتها وقتی می گفت می خواهم یک چیزی بگویم،می دانستم چه در انتظارم است.گفتم: نه! دیگه بدتر از این
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۳۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهشاد لسانی | نویسنده رمان
بچه ن! بچهههه
۲ هفته پیشزهرا خ
3شهرام با این رفتاراش ما رو هم دو سر دو بری کرده چه برسه به آلاله یه بار خوبه یه بار بد میشه، دختر بیچاره نمیدونه دلشو خوش کنه بهش یا نه
۴ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
اره والا
۴ ماه پیشفاطی
1آلاله نمونه بارز دختر صاف و سادس!با اینکه قبلش تو رابطه هم بوده اما مدیریت رابطه بلد نیست سیاست نداره!شاید شهرام منتظر چراغ سبزی از طرفشه تا بمونه اما الاله داره خودش همه چیو خراب میکنه درسته از اول مشخص بود تهش چیه ولی اگر الا سیاست به خرج میداد شاید میشد اونجوری لاقل یه تلاشی کرده بود
۴ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
یادتون رفته این دختر فقط ۲۲ سالشه ها! چهل سالش نیست طفلک...مادرشم ساده ست.نبود که اینطوری شوهرش نمی دادن.
۴ ماه پیشفاطی
0در ادامه درسته رفتارهای شهرام ضد و نقیضه ولی من صد مطمعنم همونقد که الاله بهش حس داره و میخوادش اونم میخوادش از رفتار هاش مشخصه منتها الاله رفتارهاش جالب نیس وگرنه میتونه شهرامو پاگیر کنه
۴ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
درسته عزیزم...اما خب ریشه روانشناختی داره که در طول داستان بهش بارها اشاره شده.
۴ ماه پیشمینا
0خوب باهم عقد هستن چرا الاله فک میکنه اگه واسه خونشون خرید کنه باید پولش رو بده با این کارا پسره رو زودتر فراری میده یعنی یه ادم باتجربه نیس راهنمایش کنه
۴ ماه پیشفاطمه
1از کی تاحالا داماد برای خونه مادرزن خرید میکنه؟ اتفاقا دختر عاقل و باتجربه زیر دین و منت مردی نمیره
۴ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
دیگه همه رو که نخرید.شرایط اینها هم متفاوته.شرایط عادی که نیست! شهرام خرابکاری زیاد کرده.تو شرایط عادی بله اما اینجا نه.
۴ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
یه لاله بود که اونم الان مشغول خودشه.
۴ ماه پیشZ.k
0هر دو تاشون مغرور عاشقن .خوب آلاله یکم باید نرم تر باشه نه اینقد تند وتیز
۴ ماه پیشفاطمه
0اتفاقا با همچین مردی باید تند بود ، مردی که یه شب میخوادت فردا میگه موندنی نیستم لیاقت مهر و محبت نداره! نزده میرقصه چه برسه به اینکه محبت بریزه به پاش
۴ ماه پیشابرا
1شهرام باید پیش قدم بشه آخه این بدبخت می ترسه ولش کنه بره
۴ ماه پیشSajede
1من حس میکنم شهرام میخواد به آلاله بگه تو منو دوست نداری بهم عشق نمی ورزی که بخوام بخاطرت از درس و کارم بزنم و ایران بمونم و تهش میگه کارام رو راست و ریست کنم میرم تو ام که به من وابسته نیستی
۴ ماه پیشSajede
2خب به نظرم آلاله حق داره که اینطوری با شهرام جروبحث کنه و بهش بی محلی کنه شهرامو نگاه به آلاله میگه جگوار خودت از همه بدتری شهرام خان میخوای دخترمونو ول کنی بری؟ به همین راحتی مگه شهر هرته؟
۴ ماه پیشمریم
1خدا کنه بگه پیشت می مونم من خیلی امید دارم می دونم شهرام منتظر یه بوس آلاله س که دوباره *** شه😅😅😅😅
۴ ماه پیشنگین
1خاک تو گورت شهرام! چی کار می کنی! چه خاکی تو سرت می ریزی اگه این دختر نباشه این که می گفت بدنمو دس هرکس نمی دم ...من منتظرممم فردا شبببب
۴ ماه پیشکیانا
2به نظرم چون تاحالا عاشق نشده نمیتونه این حال خودش و هندل کنه! وگرنه که عمرا بتونه بره
۴ ماه پیششیوا
2منم همین فکر می کنم اره همینه تا حالا نمی دونستم زن چیه...
۴ ماه پیششیوا
1جون ب عطر شهرام جون برچشاش که آتیش داره جون به عشقی که داره جون ب همه چیش...جون! چقدر این پارتو دوست داشتم استوریاتو بیشتررر مهشاد جون! پارت هدیهههه بده! آچمز شدم ب خداااا
۴ ماه پیشtara
1دست مریزاد گلم کاش پارت هدیه داشتیم امشب
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

محرابی
0ممنون عزیزم زیبا بود خدا قوت. ای بابا چرا یک روز نمیتونین آروم کنارهم باشین آخه