پارت سی و چهارم :


#طنین
صدای کوبیده شدن در، مثل پتکی بود که بر دیوار شیشه‌ای و ترک‌خورده‌ی افکارم فرود می‌آمد. ضربه‌ها پشت سر هم، بی‌وقفه و سمج، سکوت سنگین و مردابیِ اتاقم را می‌شکافتند. از روی تخت تکان نخوردم. زانوهایم را بیشتر در آغوش فشردم و سرم را روی آن‌ها گذاشتم. دلم می‌خواست در تاریکیِ این پیله‌ی تنهایی حل شوم، اما ضربه‌ها دست‌بردار نبودند. با کرختی و رخوتی که انگار در مغز استخوانم ر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • پرنیان

    0

    یعنی بلایی که سر طنین اومده کار حسامه ؟؟ اولش فکر کردم این حسام شخصیتش فانه ولی بنظرم خیلی موذیهه

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️