راز قلبم به قلم سارا بایمانی
پارت سی و چهارم :
#طنین
صدای کوبیده شدن در، مثل پتکی بود که بر دیوار شیشهای و ترکخوردهی افکارم فرود میآمد. ضربهها پشت سر هم، بیوقفه و سمج، سکوت سنگین و مردابیِ اتاقم را میشکافتند. از روی تخت تکان نخوردم. زانوهایم را بیشتر در آغوش فشردم و سرم را روی آنها گذاشتم. دلم میخواست در تاریکیِ این پیلهی تنهایی حل شوم، اما ضربهها دستبردار نبودند. با کرختی و رخوتی که انگار در مغز استخوانم ر
لطفا صبر کنید...

پرنیان
0یعنی بلایی که سر طنین اومده کار حسامه ؟؟ اولش فکر کردم این حسام شخصیتش فانه ولی بنظرم خیلی موذیهه