پارت هشتم :

آدمیان همیشه در تب و تابِ بوسه‌ی روز و لبخندِ نور؛ کسی از ماه سراغی می‌گرفت که چه غریبانه پشتِ مرزی از سرزمین‌های ابرهای تیره گمگشته بود؟


این ابرهای خاکستری به قدری کلِ روز را در آغوشِ پاییز گریستند که از غصه‌ی تمام نشدنی‌شان برگ‌های زرد ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!