پارت نود :

- اینا رو گفتم که بدونی من کی‌ ‌و چی‌ام، چرا خونوادم و خودم نرمال نیستیم، چرا به مرگ محسن راضی‌ام و هیچ‌وقت نتونستم از مرضیه حرف بزنم. چرا آبم با نیایش که روحشم خبر نداره چی شده تو یه جوب نمی‌ره و فامیلیامون فرق داره. چرا زود جوش میارم...
به صورت آترا که در بُهت مانده و چشمان سیاهش خیس شده است نگاه می‌کند.
- اینا رو گفتم تا بگم من همون یکی درمیونی هستم که خودت گفتی. همونی که به نظرت

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • م

    2

    خود آترا بود یعنی،دنبالش بوده،تنهاش نداشته 🥺🙏🏻

    ۳ ماه پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    پارت بعدی مشخص میشه امشب میذارم

    ۳ ماه پیش
  • ...

    2

    میشه بازم پارت بذارید بدجوری حالم بهم ریخت انقدر قلمون خوبه نیکداد برام واقعی و حس میکنم میشناسمش که از این حال بدش حال منم بهم ریخته 😭😭😭😭😭💔💔💔

    ۳ ماه پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    یه پارت دیگه میذارم عزیزم

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه

    2

    این پارت واین اهنگ دلم روخون کرداشکم در اومد نویسنده ی عزیز چرا واقعا نیکداد باید عاشق شدنش هم انقدر سخت ودرد اور باشه

    ۳ ماه پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    ببخشید عزیزم حالت گرفته شدد

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه

    1

    ای وای من ای وای من ای وایی از نیکداد و این حال بدش چرا این بچه انقدر بدشانسه چرا آنقدر همیشه زندگی بهش سخت میگیره 😭😭😭😭

    ۳ ماه پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    من خودم خیلی دلم برای نیکداد میسوزه من واقعا بهش سخت گرفتمم

    ۳ ماه پیش
  • دلی

    2

    دلم کبابه برای نیکداد واقعا😢😢

    ۳ ماه پیش
  • مهدیه سجده | نویسنده رمان

    😭😭😭😭

    ۳ ماه پیش
  • دلی

    2

    اترا خیلی بی رحمی میکنه با نیکداد 😡😡😡😡

    ۳ ماه پیش
کپی شد!