شاه نشین تاریکی به قلم کیانا بهمن زاد و دیبا کاف
پارت هفتم :
حرفش بیشتر از اینکه شبیه التماس باشه شبیه یه تسلیم آگاهانه بود.
فشارم روی تنش بیشتر شد.
نزدیک تخت روی زمین گذاشتمش اما دستم هنوز پشت تنش گره شده بود.
انگار اگه رهاش میکردم زمین میافتاد.
به چشماش خیره شدم که با ترس به چشمام ن ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

🦢AVAZ GHO🦢
0بدم میاد از مرصاد 🙁