پارت صد و پنجاه و پنجم :

یاور، با نگاه خیره و مشت‌های گره کرده، تنها یک لحظه مکث کرد؛ اما همین مکث کوتاه کافی بود تا مخاطب نفسش را حبس کند، میان سکوت، خشم و التهاب این اتاقی که حالا پر از انرژی‌های متناقض و کشمکش‌های فروخورده بود..
یکتا، دراز کشیده روی تخت، ساکت بود؛ حتی یک کلمه از لبانش جاری نمی‌شد، اما نگاهش شعله‌ای خفه و خاموش از خشم و انزجار را فریاد می‌زد.
یاور، با صدای محکم و نگاهی که هیچ‌کس جرئت

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!