پارت یازده :

محمدعلی زبان به دهان می گیرد و به این فکر می کند که اصلا دلش نمی خواهد نام تیدا را بگوید!
شاید به نظر مسخره می آمد، اما از کنجکاوی های سلیم در مورد روابطش را دوست نداشت.
_حالا اسمش رو ولش کن حاجی، تونستی با این مادر ما صحبت کن که دست از سر اون دختر بیچاره گلسا برداره.
سلیم عصبی خودش را عقب می کشد. انگار مشت محکمی در صورتش خورد بوده که نمی توانست حتی لبخندی به دروغ بزند!
_چرا خودت

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۳۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ابرا

    1

    سلام من تازه عضو شدم رمان قشنگیه قلمتون قوی هست شخصیت هارو دوست داشتم دلم برای تیدا می سوزه گناه داره طفلی

    ۲ ماه پیش
  • هستی

    0

    شمارو از رمان مسلک شناختم و با قلم بینظیرتون آشنا شدم البته که یه جایی تو ذهنم بود که رمان سماح رو مطالعه کنم و حس کنم اما الان واقعا پی بردم قلم سحرانگیزی دارید❤🌸

    ۳ ماه پیش
  • پریسا حصیری | نویسنده رمان

    وای مرسسسسی عزیزم خیلی لطف داری به من😘

    ۳ ماه پیش
  • فرشته

    0

    رمانی شاهکار که نظیر نداره، هم شخصیت ها و هم داستان جذاب و جدید هستند و قلم نویسنده روان و حرفه ای هست😍❤️ بهترینی بانو جانم که بهترین رمان رو خلق کردی❤️

    ۴ ماه پیش
  • سلما

    0

    وای من میمیرم تا بفهمم سلیم تیدا چیشده گذشته از این ورم محمد علی گناه داره بفهمه جنگ میفته بینشون از این وارم سلیم بفهمه سکته میکنه😰😰😰

    ۴ ماه پیش
  • پریسا حصیری | نویسنده رمان

    سلام فرشته جان، از اسمت مشخصه که فرشته و مهربونی عزیزدلم،‌ممنون از نظرهای قشنگت همه شو با جون و دل خوندم خیلی لطف کردی جان و دلم😍🥹🫀

    ۴ ماه پیش
  • فرشته

    0

    سلام به روی ماهت، بانو جانم... قربونت برم من، لطف داری😘❤️ خیلی ممنونم جان دلم، فدای شما عزیز دل😍😘❤️ باعث افتخار و خوشحالی منه که رمان شما رو می خونم و نظرات من شما رو خوشحال کرده😍❤️ به امید موفقیت های روز افزون برات عزیزم و با آرزوی بهترین ها برات❤️

    ۴ ماه پیش
  • الی

    0

    واییی عاشق این رمان شدم ، چقد زیباست قلمتون 💘 ای کاش پارت زود به زود بزارید🥲

    ۴ ماه پیش
  • پریسا حصیری | نویسنده رمان

    وای ممنون از محبتت عزیزممممم😍

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    تا اینجا که خیلی خوب بود امیدوارم پارت هارو پشت هم بزارید

    ۵ ماه پیش
  • پریسا حصیری | نویسنده رمان

    خیلی ممنون دوست عزیزم که نظرتو گفتی، خوشحالم که سماح رو دوست داشتین🥰

    ۵ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️