سماح به قلم پریسا حصیری
پارت ده :
کت را در کاور می گذارد و زیپش را محکم می بندد:
_زیور جونم می شه این کت رو خودت تحویل بدی؟ من واقعا دیرم شده باید برم!
عجله داشت و واقعا دیرش شده بود. از محمدعلی کمک خواسته بود برایش کار نیمه وقتی دست و پا کند تا خودش را از بند این خانه ره ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...
فرشته
1وای😍❤️ رمانی جذاب با قلمی حرفه ای😍❤️