پارت پنجاه و هشتم :

لالین یک طرفم راه می‌رفت و خورشید آن‌طرفم. بقیه زن‌ها و بچه‌ها هم دنبال‌مان می‌آمدند و هلهله می‌کردند. لالین بهم نزدیکتر شد. انگار می‌خواست چیزی بگوید. سر خم کردم و در گوشم نجوا کرد:
- دکتر صاحبه، غلط کِنگی (اشتباه کردی). باید یه ذره حنا دستت داتگ (می‌ذاشتی). بی‌حنا شگون نِنت (نداره).
سر بلند کرده و چپ‌چپ نگاهش کردم:
- لالین باورت شده؟ واقعی که نیست. یه محرمیت ساده‌ست که تازه

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • الهه

    0

    مدت زیادیه رمان رو نتونستم بخونم اما ازدواج ما بلوچا همینقدر سنتیه تازه وکیل رو یه آقا ح عروس راضی باشه بهش انتخاب میکنن و دختر حتی هنگام عقد حضور نداره و بعد غز عقد داماد ب قسمت زنونه میاد و حلقه دست عروس میندازه ولی در عوض جشن خیلی قشنگی میگیریم ک اسمش سانگه ک میشه همون حلقه کنون

    ۲ ماه پیش
  • اسرا

    0

    نمیدونم مردم بلوچ وکیل شدن مثل ماهست یانه وکیل که می گیرن اگه خدانکرده بخوان جدابشن اونهاراهنناشون باشن وگربچه دارشدن اتفاقی افتادبچه هاتحت سرپرستی اونهاباشه🙏

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    دقیق اینو نمی‌دونم اسرا جان. باید بپرسم. مرسی که کنارمی عزیزدلم😍😍😘😘

    ۲ ماه پیش
  • آنا

    0

    وای چقد عجیب و جالبههه

    ۲ ماه پیش
  • ساناز

    0

    🩵🩷🧡💛🤍💜🤎❤️🩶💚💙

    ۲ ماه پیش
  • دلارام

    0

    خسته نباشید نویسنده عزیز من وقتی رمان میخونم انگار خودم داخل قصه هستم

    ۲ ماه پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    خدا رو شکر که این حس رو بهت می‌ده دلارام قشنگم😍😍 مرسی که کنارمی عزیزم😘😘

    ۲ ماه پیش
  • سهیل۲۹

    1

    ای وای فاطمه جانم دلمون ضعف رفت که🫠🫠🫠🫠

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    قربونت برم که😍😍 مرسی که کنارمی عزیزدلم😍😍

    ۲ ماه پیش
  • حدیثم

    1

    قلم عالی ، موضوع عالی ، قلمتون مانا

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    قربانت حدیث جانم😍😍 خدا رو شکر که به دلت نشسته زیبا😘😘

    ۲ ماه پیش
  • Mia

    0

    از بعضی جهت ها ازدواج های قدیم خوب بودن ولی از بعضی جهت ها واقعا برام غیر باور هستن برام اخه وکیل چرا؟😅 بعد من این طور ازدواج سنتی رو فقط تو سریالای قدیمی دیدم برام واقعا جالبه که همین دوران هم این نوع ازدواج هایی وجود دارن یا نه!🤭ممنونم ازت فاطمه جون این پارت فقط نیشم باز بود😍❤️

    ۳ ماه پیش
  • هستی

    1

    کلا تو بلوچستان اینجوریه بیششترهم بابای عروس وکیلشه یا هم اگه بابانباشه دایی عمو

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    مرسی که کنارمی هستی جانم. آره اونجا رسم این شکلیه و چون از سمت نفس کسی نبود دیگه از بین مردم اونجا یه نفر به انتخاب خودشون وکیلش شد😍😍

    ۲ ماه پیش
  • رها

    2

    چقدر این داستان برام دوست داشتنیه چقدر خوب که دارم رمانی میخونم که از درد مردم زیبای سیستان هم حرف میزنه ممنونم نویسنده عزیز چقدر خوبه که انقدر زیبا از سنت هاشون و فرهنگشون صحبت می کنی و به موقع انتقاد ...

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    قربانت رها جانم. خدا رو شکر که دوسش داری و خدا رو شکر که حداقل اندکی تونستم زندگی مردم زیبای بلوچستان رو به تصویر بکشم😍😍😘😘

    ۲ ماه پیش
  • لیلی

    1

    مکررا گلبم اکلیلی شد فاطمه جونم😁😍

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    قربانت لیلی جونم😘😘 مرسی که کنارمی عزیزدلم😍

    ۲ ماه پیش
  • Sahar

    0

    ی سوال اولای رمان گفتید با پارسا *** کرده . کی *** رو فسخ کرد چیزی نگفتید یا من رد کردم

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    چیزی نگفته بودم سحر جانم چون رمان وقتی شروع شد که صیغه فسخ شده بود. نوبت دوم رو دیگه چون از هم دور بودن، نامزد نکرده بودن فقط ارتباط داشتن با هم. مادر نفس هم کلاً مخالف بود از اول

    ۲ ماه پیش
  • هدی

    1

    حس و حال قشنگشون به منم منتقل شد😃

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    خدا رو شکر هدی جانم😍😍 مرسی که کنارمی عزیزدلم😘😘

    ۲ ماه پیش
  • آمنه

    1

    خیلی عالی بود ولی عسل نبود که مثل اونهایی که لاکچری تدارکات میکنند عروس انگشت دوماد رو گاز بگیره پارت عالی

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    قربانت آمنه جاتم. مرسی از نگاه زیبات عزیزدلم😍😍😘😘

    ۲ ماه پیش
  • آوا

    1

    فاطمه جان اسم موسیقی که برای این پارت گذاشتی چیه؟خیلی قشنگه میشه بگی ؟🙏🏻

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    سلام عزیزدلم. آهنگ آقای معین زد بود؛ مال منی. یه دنیا ممنونم که کنارمی😍😍

    ۲ ماه پیش
  • آوا

    1

    دوستان کی میدون اسم فایل صوتی این فصل چیه؟؟؟؟ خیلی قشنگههه

    ۳ ماه پیش
  • سهیل۲۹

    1

    موسیقی بی کلام آهنگ معین زد(مال منی)

    ۳ ماه پیش
  • میم

    0

    پارت جدید نیمده؟؟؟

    ۳ ماه پیش
کپی شد!