نفس هایم به قلم الهه محمدی
پارت نود و هفتم :
-اون بچهاس آرش. هر روز این آدم جلوی چشمشه و تحت تاثیر احساسات زودگذر یه چیزی پرونده. خودت نمیدونی دختر و پسرا تو دانشگاه هی هندی میشن؟
-حرف شما منطقیه. اما بهتره عقیدهی آذرم در نظر بگیرید. چون من فک نمیکنم آذر از روی احساسات تنها جذب دانیار شده باشه. این آدمی که من دیدم اینقدر جدیه و حاکمیت داره که ممکن نیست دختری به راحتی جذبش بشه.
لب آقای بهمنش به سمت چپ پرید و گفت:

لطفا صبر کنید...

م
1اون برای خودش مشکلو پیدا کرده،نتیجه هم گرفته،جوابشم آمادست،دیگه هیچیو قبول نمی کنه،فقط این وسط آرش یه دور دیگه متلک بارون می شه 🙏🏻😔