وارثان تیامات به قلم فاطمه غفوری
پارت پنجاه :
***
سی و هشت
باید اعتراف کنم این کتابخانهای که درب دو لنگهاش هم شاهانه بود با چیزی که تصور میکردم زمین تا آسمان فرق داشت.
انگاری کل متراژ نشیمن در طبقه بعدی قرار گرفته و یک کتابخانه عظیم ساخته بود، دیوارهایش از کتاب پوشیده شده بودند و آن قسمت هایی که از وجود قفسههای چوبی بی نصیب مانده بودند یا با کاغذ دیواریهای طلایی و شیری پوشیده شده بودند یا با پنجرههایی هم اندازÙ
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۷۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه غفوری | نویسنده رمان
بله بله دخترمون زرنگه😌👌🏻 خانومی مامور فدراله ها!😁
۴ ماه پیشآذر(وکیلمدافعدوک)
1وایی چقدر ابهت داره چقدر بهت حس غرور میده مامور فدرال, پلیس FBI🤙🤌✨️
۴ ماه پیش
فاطمه غفوری | نویسنده رمان
دقیقا دقیقاااا🥹 همیشه دلم می خواست یا یک کارآکاه باشم توی دل اروپا یا یک نامور فدرال توی دل آمریکا😭
۴ ماه پیشاکرم بانو
1برای بار دیگه ثابت کرد الکی مأمور. Fbi نشده دختر باهوشمون😍
۴ ماه پیش
فاطمه غفوری | نویسنده رمان
دقیقا😌🤌 ولی حیف نولان این صحنه ها رو نمی بینه😂
۴ ماه پیشآذر(وکیلمدافعدوک)
0بابا خوبه که این صحنه تیراندازی رو ندید که اگه میدید دیگه قشنگ نامه استعفای الا رو دستش میداد و دیگه نمیذاشت پاش رو از خونه بیرون بذاره بخاطر ترسی که بخاطر الیسون داشت😂😂
۴ ماه پیش
فاطمه غفوری | نویسنده رمان
ندید اما خب متاسفانه ماجرا رو شنید😬 و آره دقیقا بخاطر ترسی که از مرگ آلیسون توی وجودشه خیلی دلش می خواد نامه استعفای الارا رو تنظیم کنه اما اون دختر لجبازتر از این حرفاست و همیشه می مونه😂
۴ ماه پیشآذر(وکیلمدافعدوک)
0نباید اینجا تموم می شد..😭 فقط برایان چقدر از الیور بد میگیا😈 حواسم بهت هس👀😁😂
۴ ماه پیش
فاطمه غفوری | نویسنده رمان
تا شنبه ادامه اش میاد زیبا🥹 کلا از الیور خوشش نمیاد اما الان شاید داره حسودی می کنه👀
۴ ماه پیشrey☆♡
0امیدوارم گیر نیوفتن 🫣🫣بعدشم دوس دارم بدونم الان مگی ادم خوبس یا بده🤔
۴ ماه پیش
فاطمه غفوری | نویسنده رمان
خوشبختانه گیر نیفتادن😁 می ذارم خودتون مگی رو کشف کنین و بشناسین😄
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

آذر(وکیلمدافعدوک)
0الا عزیزم سبیل مدادی و مگی که درسته ساده لوح اند ولی گزینه دوم بیشتره شما زیادی زرنگی😭🤌🤙 اخه چطوری تو یک نگاه فهمید دخترم؟!