وارثان تیامات به قلم فاطمه غفوری
پارت چهل و نهم :
- بیا به چیزای بهتری تمرکز کنیم... زنجبیل کوچولو.
نه... بدن من نمیلرزد! نفس من در سینهام حبس نشده.
هیچکدام از این اتفاقات برای من رخ نداده!
اجازه نمیدهم مغز بیجنبهام اینگونه به لمسهای این مرفه بیدرد واکنش نشان دهد و مرا کنترل کند. آری... همینطور است!
چشمانت را ببند و نفس عمیق بکش الا، مغزت به خودش میاید.
همین کار را کردم اما بهتر نشد، فقط توانستم چهرهام را بیتفاÙ
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۷۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه غفوری | نویسنده رمان
دقیقا یه جمهوری خواه دیگه پیدا کرده😂👌🏻
۴ ماه پیشآذر(وکیلمدافعدوک)
0آخ امان امان امان😭😂❤️ 🔥من همش می ترسیدم الا جو بوجود اومده رو خراب نکنه و به جواب برایان که گفت به چیزای بهتری تمرکز کنیم بگه:اره راست میگی باید بریم پادکستا رو پیدا کنیم؛کی بریم؟ وای الا فکر نمی کردم حالا حالاها وا بدی، بی جنبه نبودی تو که.آخ بقولمت برایان نیشخند نزن، چشمکم بهش اضافه کردی؟
۴ ماه پیش
فاطمه غفوری | نویسنده رمان
دقیقا از الارا بعید نبود همچین کاری کنه یا دوباره عصبی شه و بگه منو زنجبیل صدا نکن😂 اما گاهی اوقات خود برایان یه کارایی میکنه که باعث میشه الارا سوپرایزتون کنه😂🤌 دیگه دخترم اونجا تحت تاثیر جو و لمسای اون قرار گرفت و یکم وا داد😔😂 بله بله و حس می کنم چشمک بیشتر بهش میاد😂
۴ ماه پیشrey☆♡
0وای ترکیبشون عالیه❤ نمی دونم دلیلش چیه این پسره الیور انگار پسر بدی نیست 🤷🏻 ♀️
۴ ماه پیش
فاطمه غفوری | نویسنده رمان
😭💖 بالاخره یکی از الیور خوشش اومد😂 شایدم واقعا نباشه از اون سبیلای مدادیش مشخصه آدم مثبتیه😔😂
۴ ماه پیشrey♡☆
0ولی مدادی جدید بودا😂من خودم نشنیده بودم😂و الیورم تا الان خوب بوده و حس میکنم مثل مامانش مگی مشکوک نیس
۴ ماه پیش
فاطمه غفوری | نویسنده رمان
من دیده بودم تا حالا اما نمی دونستم همچین اسمی داره😂 شایدم واقعا نباشه😉
۴ ماه پیشاکرم بانو
1وای عاشق رقصشون شدم،کل کل کردنشون هم از هرحرف عاشقانه ای بامزه تر بود
۴ ماه پیش
فاطمه غفوری | نویسنده رمان
رقص با چاشنی بحث سیاسی😁 مرسی از نظرت زیبا🥹💖
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

آذر(وکیلمدافعدوک)
0😂معلومه برایان پیرمرده رو پیدا کرده که عقایدش مث خودشه و هم نظرند واسه همین با ذوق حرف میزنه و میخنده.