پارت هفتاد و سوم :

صدای الینا دیگر نیامد. سکوتی وحشتناک جای آن را گرفت. قلبم فرو ریخت. آیا رفته بود؟ یا او... قاتل... او را پیدا کرده بود؟ صدای نتِ موسیقی برای لحظه‌ای قطع شد و این سکوت مطلق، از هر ملودی هولناکی، ترسناک‌تر بود.
چند دقیقه‌ی بعد، سکوت با صدای جیغ‌های الینا دریده شد. جیغ‌هایی تیز و وحشت‌زده که تمام وجودم را لرزاند. قلبم چنان در سینه‌ام کوبید که گویی در حال پاره شدن است.
«کمک! ولم کن!» صدØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۳۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️