پارت بیست و هشتم :

نفهمیدم چطور از جا بلند شدم و به سمت راه پله پرواز کردم.
باورم نمی‌شد اون‌چه رو که حدس می‌زدم...
اشتباه نمی‌کردم، می‌کردم؟
اون گرمایی که از طرفش به سمتم می‌اومد؛ قطعاً منشأ دیگه‌ای بجز پسر لهراسبی نداشت!
پله‌ها رو به قدری با سرعت پایین می‌رفتم که چندین‌بار با مخ فرو رفتم تو دیوار.
خون از پیشونیم فواره زد. چشم‌هام سیاهی رفت اما خودم‌و نباختم.
با تمام توانم پشت س

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پدرجون در رمان آشوب پدرجون
تصویر شخصیت همتا در رمان آشوب همتا
تصویر شخصیت مهام و مهتا در رمان آشوب مهام و مهتا
تصویر شخصیت عرفان در رمان آشوب عرفان
تصویر شخصیت آشوب در رمان آشوب آشوب
تصویر شخصیت مهراب در رمان آشوب مهراب
تصویر شخصیت آنیل در رمان آشوب آنیل
تصویر شخصیت سیاوش در رمان آشوب سیاوش
تصویر شخصیت الهام در رمان آشوب الهام
تصویر شخصیت ارغوان در رمان آشوب ارغوان
تصویر شخصیت مادرجون در رمان آشوب مادرجون
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • معصومه

    0

    من که میدونم این حرفا حرفای آنیل نبود ولی نمیتونم ثابت کنم

    ۳ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    آنیل گول خورده خاک بر سر

    ۳ هفته پیش
  • نگار

    0

    آخه مهراب بی شعور بی شخصیت چقدر بدم میاد آز آدمایی که وقتی انتقام میگیرن به اطرافیان اون طرف هم آسیب میزنن بزنم این مهراب رو خفه کنم من اگه جای آشوب بودم از آنیل عصبی نمیشود اون مهراب عوضی رو سرجاش می شوند😠مرتیکه دغل باز مرسی حدیث جونم عالی بود💙💙

    ۴ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    حرص نخورید حالا به وقتش به مهراب هم می‌رسیم⚔️

    ۴ هفته پیش
  • نگار

    0

    بی صبرانه منتظر اون لحظه که تاوان این همه حرص خوردنم رو این مهراب بده💙💙

    ۴ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    می‌ده😉

    ۴ هفته پیش
  • نگار

    0

    وایی نکنه بلایی سر آنیل آورده باشه این مهراب بی شعور 😟💙💙

    ۴ هفته پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    بعیدم نیست🤦🏻

    ۴ هفته پیش
  • نگار

    0

    موافقم شدید👌💙💙

    ۴ هفته پیش
  • دیانا

    0

    مهراب. مهراب. مهراب. ای بمیری مهراب. یه عوضی تمام عیاری. ای آنیل. باورم نمیشه اینجوری حرف بزنه. حتی احتمال دادم مهراب وارد جلد انیل شده باشه. اما نه. تمام اون حرفارو خود انیل زد

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    آنیل رو شستشوی مغزی دادن...

    ۲ ماه پیش
  • دیانا

    0

    اره خوندم. همون دوست مهراب

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    شایدم خودِ مهراب بود!😂

    ۲ ماه پیش
  • دیانا

    0

    بعید نیست والا😂😂

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    چیزِ ممکنیه 😂

    ۲ ماه پیش
  • برفین

    1

    اخ مهراب جوری میزنمت که....😑😑(خودمم میدونم بالاخر فن. مهراب میشم تو پارتا اینده😭😭

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    خدایی فعلاً دلیلی نداره فن مهراب شدن، اون یه لاشی به تمام معناست

    ۲ ماه پیش
  • برفین

    0

    من رمان زیاد خوندم رمانای زیادی رو هم دوست داشتم ولی اشوب واقعا عاشق شخصیتشم چون حرفایی که من میخوام رو میگه و درکش میکنم

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    آشوب که عشقه✨

    ۲ ماه پیش
  • رها

    0

    من یچیزیو نمی فهمم خودشونم می دونن لهراسبی گند بالا اورده و اعدام شد این دیگ چرا میسوزه از اینکه آشوب عدالتو اجرا کرده؟ طلب چیو داره اخه

    ۲ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    ببینیم چی می‌شه در ادامه 🧐

    ۲ ماه پیش
  • سهیل۲۹

    0

    ای ت ف به روت تو دیگه چه جونوری هستی

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    یه شیطان واقعی در قالب انسان :)

    ۳ ماه پیش
  • فاطیما

    0

    معلومه کلی اتفاق جذاب پیش رومونه🎀💕

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    جذاب، غمگین، انتقامی و از همه مهم‌تر...

    ۳ ماه پیش
  • فن پگاه و پوریا

    1

    خدا لعنتتتتتتت کنهههههه انیل که بدبختکردی همه روووووو ، تو روحت 😱😱😡😡

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    واقعاً آدم از کسایی می‌خوره که انتظار نداره...

    ۳ ماه پیش
  • فن پگاه و پوریا

    0

    به شددددددت موافقمممم👍🏻👍🏻👍🏻👍🏻

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    متاسفانه 💔

    ۳ ماه پیش
  • افسون

    0

    سلام مرسی از داستانت خوش به حالم میشه مهراب جون فکر کنن اعتماد به سقفش بالاست تاحالا به دیوار سخت نخورده بله که نزدیک شدن به اطرافیان راحت تره چون جریان اصلی رو نمیدونن وای هیجان انگیز میشه بیشتر بدونن 😜🤪

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    فدات عزیزم

    ۳ ماه پیش
  • Sadat

    1

    سلام رمان خیلی جالبیه لطفا زود به زود و پارت های بیشتری بزارین ممنون میشیم

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    چشم فداتون

    ۳ ماه پیش
  • ابی

    1

    تو بگو چیکار کنیم پارت زود تر بزاری یا هدیه بدیییی

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    کاری نیاز نیست انجام بدید، فقط حماااایت

    ۳ ماه پیش
  • ابی

    0

    نویسنده جون چرا پارت نمیاد منتظریمممم

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    امشب ساعت ۲۳:۲۰ عزیزم

    ۳ ماه پیش
  • نفس

    0

    وای وای آشوب دیگه کارش تمومه این مهراب می تونه خودش رو به هر شکلی دربیاره بازیگر ماهری هم هستش خدا به داد برسه

    ۳ ماه پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    صبر کنید و ببینید چه اتفاقاتی در راهه

    ۳ ماه پیش
کپی شد!