پارت نود و سوم :
مرد مخفی یه دستش رو به سمت من دراز کرد و بهم اشاره زد، بعد دوباره دستش رو توی جیب شلوارش فرو برد و سرد به اردوان نگاه کرد.
مرد مخفی_ مثلا اون دختره که اون جا ایستاده و عین یه دارایی بهش نگاه می کنی مورد ظلم زیادی قرار گرفته... به خصوص از طرف دادمهر ها.
اردوان پوزخندی زد و دست به سینه مقابل مرد مخفی ایستاد.
اردوان_ وقتی اسم دادمهر به زبونت میاد تعجب می کنم.
مرد مخفی پوزخندی زد.
م
مطالعهی این پارت کمتر از ۳۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۵۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
فائزه(زن صابر)
0فقط تو نیستی عزیزم یکی مثل من اصلا زیر هیچ رمانی کامنت نمیذارم چون یا حسش نیست یا درگیر نمیکنم خودمو اما توی این رمان هرشب دارم با بچه ها کامنت میذارم😂
۳ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
سلام گل قشنگم به رمانم خوش اومدی عزیزم و ممنونم بابت کامنت خیلی قشنگ و انرژی بخشی که برام گذاشتی🤍من امروز یه روز پر مشغله و نه چندان جالب رو شروع کردم اما دیدن کامنت شما حسابی بهم حس و حال خوب داد بمونی برام عزیزم و امیدوارم توی زندگی همیشه موفق و سرافراز باشی🤍🤍🤍
۳ هفته پیش🦢AVAZ GHO🦢
1مرد مخفی مهبده بخدا چون قهوه و دارچین میخوره 😂😭 نویان بی پدر خیانت کردی به دلوین و مهبد 😤😤
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عجب😂چه دلیل محکمی
۲ ماه پیشستیلا
0باورم نمیشه😐بهش شلیک کرد😐
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۲ ماه پیششکیلا
0تا اینجا که حسابی دارم لذت میبرم❤️😎خیلی رمان توبیه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋
۲ ماه پیششیلا
0یعنی چی بین منو تو هیچ وخت هیچی نبوده مرد حسابی چه طور دلت اومد😭😭
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۳ ماه پیشسعیده
0اردوان از چشمم افتاد واقعاً که ،،خب میخواستی یکی رو انتخاب کنی که اینجوری از چشممون نیفتی ،،اونم نویان ،،اون دیگه چرا به مهبد خیانت کرد😒
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
سعیده قشنگم این جمله رو به بقیه بچه ها هم گفتم شعار این رمان ( هیچ شخصیتی بی گناه نیست) هستش اما خب بار ها اینو مطرح کردم که هیچ شخصیتی رو قضاوت نکنید اون قدر اتفاقات پیچیده و یکهویی افتاده که خیلی ها نقاب عوض می کنن و خیلی ها خائن میشن و خیلی ها همجنان درست باقی میمونن
۳ ماه پیش🕊️سعیده
0سلام کیانا جان عزیزم 🥰 بله کاملا حق با شماست من کمی تعصبی و عجولانه نسبت به اردوان فک کردم 🤗 از اینکه نسبت به نظرات مخاطب هاتون انقد توجه دارید و با دقت می خونید پاسخ می دین بیشتر ترغیب میکنید که برای رمان نظر بدن دمتون گرم با اخلاق خوبی که داری 🌹💕
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
سلام گل قشنگم بمونی برام عزیزم خوشحالم که رمانم مخاطب های دقیق و گلی مثل شماها داره عزیزم
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
از طرفی من هر شخصیتی که توی این رمان خلق کردم یه شخصیت یه رفتار و یه تیریپ شخصیتی به خصوص داره مثلا اردوان یه مرد با غیرت با چارچوب و قوانین به خصوصه و این قضیه قرار نیست شکسته بشه نه تنها اردوان بقیه شخصیت ها هم همینطور هستن
۳ ماه پیشالارا
0تا این جا هر چی خوندم فهمیدم کسی از پس افکار نویسندمون بر نمیاد 👍👍🫀
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم
۳ ماه پیشSarina
1در مورد اون دختره که دلوین اسمش رو نبرد ولی بهش عفریته و کلی ناسزا دیگه گفت که به نظرم حقشه باید بگم که به نظرم نویانه چون 1) گفت صداش برای من یکی خیلی خیلی آشنا میزد ۲) گفت تن ضعیف و نحیف و من از اول رمان تا الان ندیدم کسی غیر از نویان آنقدر نحیف باشه و اینکه این میتونه اون خیانتی باشه که دلوین گفت
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۴ ماه پیششیما
0مرد مخفی مهبد میتونه باشه یا رادان
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چه اتفاقی بیفته عزیزم😉🤍✨️
۵ ماه پیشSarina
0رادان نمیتونه باشه چون وقتی مرد مخفی صدای گریه دلویس رو شنید گفت صدای بچه میاد؟ و اینطور بود که اصلا از وجود بچه خبری نداشت .
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
خب ممکنه بعدش خبر دار شده باشه🫠
۴ ماه پیشهلیا
0وای کیانا تو استعدادت همینه خدایا😭😭😭😭داری دیوونم میکنی کیانا
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بمونی برام قشنگم✨️🤍
۴ ماه پیششینا
0باورم نمیشه بهش شلیک کرد🥺
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
💔🥺
۴ ماه پیششیما
0یعنی میتونه سوتفاهم باشع؟ اردوان و نویان نمیدونم ولی فکر نکعنمممم
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چه اتفاقی بیفته عزیزم😉🤍✨️
۵ ماه پیشAban
0بعد خوندن این پارت نمیتونم به حالت قبل برگردم اردوان تو خراب کردی همه چیزووو خودتتتتت
۵ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0ستایش بیا ادامه این اهنگو بده😂😂😂ستایش دیجی
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
صدای اهنگه تو گوشم پیچید😂
۵ ماه پیشAda
0باورم نمیشه این چی بود من خوندم😐اردوان و خیانت؟ اردوان و نویااااااننننننن؟؟؟؟؟؟ واقعااااا؟؟؟؟ وای مغزم داره منفجر میشه😱😱😱😱چی تو سرته کیانا😱واییی فشارم افتاد خیلی بهم فشار اومد😒کثافت بهش شلیک هم کرد😑😑😑😑😑😑😑
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️
۵ ماه پیشگلی
0اردوانم چه *** گاویه! غرور دختره رو شکونده بعد انتظار خدمات ۲۴ ساعته بدون توقع داره. به ما چه که روت فشاره مردک بترکی الهی
۵ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0اره خیلی نامرده😑ولی خب فعلا چیزی مشخص نیست باید جلوتر بره ببینیم اردوان حق داره یا نه
۵ ماه پیشگلی
0هر چی هم اتفاق افتاده باشه، اردوان خواسته ی نامعقولانه ای داره.
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اخه عزیزم قرار گذاشتن پخت و پز به عهده دلوین باشه
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️
۵ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم😂
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

الهام
0سلام نویسنده جون، خیلی کم پیش میاد برای اثری نظر برم نه ازون جهت که بخوام قیافه بگیرم چون یک مادر شاغلم و از کوچک ترین فرصتی که پیدا میکنم برای مطالعه استفاده میکنم ولی اثر شما به قدری جذاب و هنرمندانه است که حیفم اومد نظری ندم. ممنون عزیزم از ذهن خلاق و هنرمندت، قدر خودت رو بدون. از طرف یک کتاب خوا