پارت نود و چهارم :

حیاط اردوان دو تا باغ داشت.
یکی حیاط جلویی که یه بهشت کنترل شده با گل های رنگارنگ که اون قدر بی عیب و نقص چیده شده بودند که انگار هر کدوم جایگاهشون رو می دونستند که کجا با چه ترکیب رنگی رشد بکنند.
باغ پر از گل ‌های رنگارنگ بهاری لاله، سنبل و اطلسی که با نظمی طبیعی و دل‌ نشین کنار هم رشد کرده بودند.
چند درخت میوه، مثل سیب و گیلاس گوشه ‌ای از حیاط رو سایه ‌دار کرده بود.
فواره وس

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت مهنا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهنا
شخصیت مهسان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهسان
شخصیت مرد مخفی در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مرد مخفی
شخصیت نویان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نویان
تصویر شخصیت احتشام در رمان مرد فسیل مغز احتشام
تصویر شخصیت الیزا در رمان مرد فسیل مغز الیزا
تصویر شخصیت صابر در رمان مرد فسیل مغز صابر
تصویر شخصیت لاله در رمان مرد فسیل مغز لاله
تصویر شخصیت نیکا در رمان مرد فسیل مغز نیکا
تصویر شخصیت رافائل در رمان مرد فسیل مغز رافائل
تصویر شخصیت مهبد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه مهبد
تصویر شخصیت رادان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه رادان
تصویر شخصیت اردوان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه اردوان
تصویر شخصیت دلوین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه دلوین
تصویر شخصیت داروین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه داروین
تصویر شخصیت پونه در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه پونه
تصویر شخصیت بهراد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه بهراد
تصویر شخصیت هومان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه هومان
تصویر شخصیت نوید در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نوید
تصویر شخصیت نیواد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نیواد
تصویر شخصیت برهان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه برهان
آخرین نظرات ارسال شده
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    باز دلوین با ایده های نابش اومد 😂😂

    ۱ هفته پیش
  • المیرا

    0

    یعنی روابط این رمان ی جوری پیچیدست که دارم کف میکنم. مثلا اون دختره که با اردوان تو اتاق بودن کی بود؟ ایشش حالم بهم خورد

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    پیچیده تر از این حرفاست عزیزم بقیه شخصیت ها هم وارد بشن ماجرا دارک تر میشه

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    در کل سوپرایز زیاد دارم براتون 😉🤍

    ۱ ماه پیش
  • جوان

    0

    خیلی قشنگه قلمتون خدا قوت بهتون

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋

    ۱ ماه پیش
  • هیتر مهسان

    0

    یعنی اردوان تخریب گر ۱۰۰ از ۱۰۰ 😂 حرف نداره این بشر

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۱ ماه پیش
  • سعیده

    0

    اون دختر پارت قبلی نمیتونه نویان باشه ،،چون یادمه وقتی برای اردوان تولد گرفتن خونه بهراد نویان هم بود ،،اگه خیانت نویان بوده پس چرا هنوز تو با اردوان حضور داشتند دلوین روابطش باهاش خوب بود🤔😄👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اون صحنه ای که یه دختر داخل اتاق اردوان بود برای بعد از تولد اردوانه از طرفی اون جمله ای که بهت گفتم ساختار هر شخصیت حفظ شده و شکسته نمیشه هم حتما در نظر بگیر عزیز دلم

    ۱ ماه پیش
  • بیتا

    0

    چه قدر حالوهوای باغ اردوان دوست داشتم خیلی قشنگ بود

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍💋

    ۳ ماه پیش
  • شینا

    0

    من اصلاً با انتظار یه رمان معمولی رفتم سراغش، ولی الان جدی می گم… این داستان یه حال و هوای دیگه داره. هم تاریکه، هم عمیقه، هم یه جور عجیبی به ذهنت می چسبه و ولت نمی کنه.

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم عزیزم😍بمونی برام قشنگم🤍✨️

    ۳ ماه پیش
  • حمیده

    0

    پاستیل ،اردوان،اردوان ،پاستیل عجیبه مرد الان تو باید خیابون ببندی با اون ریش وقد😂😂😂😂

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    دل نداره مگه😂😂🤍

    ۳ ماه پیش
  • دینا(زن رادان)

    0

    تصور پاستیل خوردن اردوان تو مغزم نمیگنجه

    ۳ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    دیگه باید هضمش کنی😂😂😂

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم😂تو میتونی

    ۳ ماه پیش
  • لیلا

    0

    به نظرم بازم گند میزنه🤭

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️

    ۴ ماه پیش
  • لیلا

    0

    به نظرم بازم گند میزنه🤭

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️

    ۴ ماه پیش
  • نینا

    0

    چه توصیفات قشنگی اون باغ رو خیلی قشنگ به تصویر کشیدی😍باز چه خوابی دیدی دلوین بلا

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍🦋

    ۴ ماه پیش
  • Dio

    0

    از سگت خجالت بکش😂🤣🤣🤣تجسم اردوان جین خوردن پاستیل مثلا پاستیل خرسی نوشابه ای خیلی عجیب و عیرقابل باوره🤣🤣🤣

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۴ ماه پیش
  • ستایش

    0

    تصور پاستیل خوردن اردوان داره اذیتم میکنه💀😂😂😂

    ۴ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    منم همینو به بچه ها گقتم اون قیافه رو تجسم کنیدکه داره پاستیل میخوره🤣

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۴ ماه پیش
  • مریم

    0

    وای اره😂😂😂😂😂

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🫠

    ۴ ماه پیش
  • اردوان

    0

    مگه من دلم ندارم اتفاقا عاشق پاستیل و مارشمالو ام به به🤤🤤🤤

    ۴ ماه پیش
  • فاطی

    0

    ای جانم مارشمالو هم دوست داری پس😂

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم

    ۴ ماه پیش
  • حنانه

    0

    عزیزم دلم تنگ شدع بود برات چند شبع نیستیا🫠

    ۴ ماه پیش
  • ستایش

    0

    عزیزم🤍تو پارت بعد کامنت گذاشتم برای تو و سارا. توضیح دادم. احتمالا چن وقتی رو نباشم ولی با کیانا در ارتباطم. خبرتونو میگیرم ازش✅️

    ۴ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    موفق باشی عزیز دلم ولی خب تنهامون نذاریا سر بزنی🥲

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤍🦋✨️

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤍🦋✨️

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🫠

    ۴ ماه پیش
  • حنانه

    0

    😂😂😂بااون قد و هیکل چشای سگ دارش

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۴ ماه پیش
  • مریم

    0

    اردوان با مرد مخفی نسبت نزدیک دارن یا با هم رفیق صمیمی بودن که کارهای خطرناک میکردن مثلا قاچاق اسلحه،بعد اردوان تصمیم میگیره از این کارها کناره گیری کنه و اسم رمزشون هم پارازیت سیاه بوده بخاطر همین اردوان برا مرد مخفی مهمه

    ۴ ماه پیش
  • مریم

    0

    وقتی دلوین اون کیفو پیدا کرد اردوان به راحتی فهمید مربوط به اسلحه هستش و وقتی پشت گوشی با بهراد حرف میزد گفت اینا چرا باز نزدیک خونه من شدن

    ۴ ماه پیش
  • مریم

    0

    مردمخفی هم به دلوین گفت چرا پیش افرادم بهم گفتی پارازیت سیاه مگه نمیدونی اون رمز اسناد محرمانس،از یه طرفی هم روز استخدام دلوین رادان به دلوین گفت مطمئنی *** خونت رو درست نوشتی بخاطر این بود میدونست اونجا خونه اردوانه،اردوانو میشناخت پس احتمال اینکه مردمخفی رادانه بالاست

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️

    ۴ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    عزیزم خب مدارک داخل کیف رو نگاه کرد و فهمید مربوط به اسلحه و ایناست

    ۴ ماه پیش
  • مریم

    0

    خب چرا دلوین نفهمید الان ما اسناد اسلحه پیدا کنیم می فهمیم مربوط به اسلحس😂😐

    ۴ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    دلوین بفهمه؟😂بیخیال دلوین شو کلا😂😂😂💔پسرمون سر رشته داره😂❤️

    ۴ ماه پیش
  • مریم

    0

    دلوین که اره کیف پر مواد جابه جا کرد نفهمید مواده 😂😂،خب این سر رشته از کجا میاد

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    متاسفانه اون حرکت دلوین رو خیلیا انجام دادن

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که اینطور خواهد بود یا نه👍

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    حدسیات جالبی داری🤍✨️

    ۴ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️