پارت صد و سی و ششم :

سکوتِ سرداب پس از آن کلمه، چون تیغی معلق در هوا ماند. نرگس، که حالا نامش در ذهنم مثلِ ناقوسی غریب طنین‌انداز شده بود، خشکش زد. دست‌های نحیفش که تا لحظه‌ای پیش در هوا به دنبالِ خیالی نوزاد می‌گشت، در میانه‌ی راه سُست شد. چشمانِ بی‌سویش، که گویی سال‌ها تنها تاریکی را بلعیده بودند، روی قامتِ کشیده و زخمیِ فرداد قفل شد.
تضادی هولناک در فضایِ اتاقکِ سنگی حاکم بود؛ تصویرِ زنی که زمان بØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۴۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • Helia

    0

    همه فکر میکردن به جن اونجاست ولی اونجا یه زن با غکی بزرگ پنهان شده بود

    ۲ ماه پیش
  • پرنیا

    1

    یه جوری میگه بابات بود انگار اون از خودش اختیار داشته😒خبر نداری بدون قمر سر اونم زیر آب کرده

    ۵ ماه پیش
  • پرنیا

    1

    عزیزم 🥺🥺منم اینجا بغض کردم بخدا چقد مظلومن آخه

    ۵ ماه پیش
  • سحر

    1

    شاید به خواب آور میدادن و بیهوشش میکردن

    ۵ ماه پیش
  • نظرده

    3

    چطور اینهمه سال کسی توی عمارت قوام نفهمیدوقتی خیلی راحت رخساره همون روزهای اول مادر فرداد را دید؟؟؟!! پس قوام هم میدونست تو این سی سال همیشه پیر و بیمار نبود ک !سه تا پسر بازیگوش عمارت چطور به داخل این دخمه ها سرک نکشیدند ؟حداقل باید زندان خارج از این دو عمارت بوده باشه تا باورپذیرتر بشه

    ۵ ماه پیش
  • م..

    1

    شاید با قدرت پول یا شایعات و خرافات بشه ..

    ۵ ماه پیش
  • اکرم بانو

    1

    وجود اون نمکا،خرافات و شایعات،احتمالا گفته بودن اون پایین جن داره،کی اخه به همچین جایی میره؟فکرشم نمیکردن

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    پاراگراف آخر😭🛐🛐🛐ولی چه گناه دارن🥲

    ۵ ماه پیش
  • PARNIA

    1

    یه دلیل منطقی باید باشه، یه تهدیدی از طرف قمرالملوک برای نرگس.. وگرنه این همه سال نرگس اگر فریادم میزد یکنفر صداشو می شنید و متوجه میشد اونجاست

    ۵ ماه پیش
  • م..

    0

    وای خدااااااااااااااا توصیفات🛐

    ۵ ماه پیش
  • Zahra

    2

    همه بدنم مور مور شد سر این پارت

    ۵ ماه پیش
  • بهار

    4

    چجوری تا دو روز دیگه صبر کنم🥹 تو رو خدا حالمون ونگیری ساناز جون دلمون یه پایان خیلی خوش میخواد🥰

    ۵ ماه پیش
  • مینا

    3

    خدا لعنت کنه قمر قص القلب رو

    ۵ ماه پیش
  • ن س

    2

    چند خط آخر توصیفش عالیه

    ۵ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️