پارت بیست و یک :

من دارم میرم دوش بگیرم ده دقیقه دیگه با لباس خواب عطر زده و مرتب تو تخت ببینمت!
***
پاهایم می لرزید و سردم بود؛ لباس خواب حریرم قدرت گرم کردن تن یخ زده و پر استرسم را نداشت‌. هوای اتاق گرم بود؛ این من بودم که داشتم از شدت ترس و وحشت یخ میزدم. لبه ی رو تختی ساتن را کنار زدم و بزیر لحاف گرمش فرو رفتم وپاهایم را به شکمم چسباندم. نوک انگشتانم یخ کرده بود و قدرت تایپ کردن نداشتم و بسختی چند

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • الهام

    2

    هر پارت قلبم رو بیشتر به تپش درمیاره💋❤️❤️❤️❤️❤️

    ۲ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    عزیز دلی شما❤️❤️❤️

    ۲ ماه پیش
  • سارینا

    0

    پارت بعدی کی رایگان میشه پس عزیزم؟

    ۳ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    این رمان بصورت رایگان پخش نمیشه گلم

    ۳ ماه پیش
  • لیلا

    2

    نویسنده عزیز خسته نباشی عالی بود فقط عضو بشم کی پارت های قفل شده برام باز میشه

    ۳ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    پس از عضو شدن دقایقی بعد پارتها باز میشه براتون گلم

    ۳ ماه پیش
  • ژاله

    1

    عضو شدم لیدا جون عالی بود قلمتون رمان دیگه هم دارید معرفی کنید مشتاقانه منتظرم مابقی رماناتون بخونم ❤❤❤❤❤

    ۳ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    ممنونم گل قشنگم بروی چشم

    ۳ ماه پیش
  • سارینا

    2

    عزیزم پس کی پارت بعدی رایگان میشه؟

    ۳ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    باید به مدیریت سایت اطلاع بدم ببینم ممکن هست چند پارت در هفته رایگان بشه یانه

    ۳ ماه پیش
  • Zeinab

    1

    خیلی ممنون عزیزم😙❤️

    ۳ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    🙏🥰💋

    ۳ ماه پیش
  • ملیکا

    3

    لاوین نمونه ی مثال زدنی خیلی از زنهای کشورمونه که گذشته ی بدی داشتن و از گفتنش به شوهرشون وحشت میکنن واقعا آفرین به قلمتون آسیب های اجتماعی رو روی ورق آوردین

    ۳ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    بله متاسفانه جامعه ی ما آسیب‌های اجتماعی زیادی داره

    ۳ ماه پیش
  • ملیکا

    2

    مرسی دست مریزاد عالی بود تااینجا رو خوندم چند وقت بود نیومدم سراغ سایت حسابی با پارتهای جدید غافلگیر شدم

    ۳ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    ممنونم از همراهیت قشنگم

    ۳ ماه پیش
  • ....

    2

    پارت بعدی کی رایگان میشههههه پس

    ۳ ماه پیش
  • یلدا

    3

    درود بر شما خانم صبوری عزیز 💫

    ۳ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    سپاس گل قشنگممم

    ۳ ماه پیش
  • یلدا

    2

    عالی نوشتید قصه اش خیلی خوب شرایط اجتماعی رو توضیح و شرح داده خسته نباشید

    ۳ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    ممنونم ممنونم واقعا

    ۳ ماه پیش
  • سمیرا

    3

    نفس گیر خوندم و منتظر ادامه اشمممممم کارت بیسته نویسنده ی خوش قلممممممم

    ۳ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    ممنونم واقعا که هستید قشنگمم

    ۳ ماه پیش
  • حدیث

    3

    یعنی آریا اگه بفهمم الکی شلوغش کردی پوست از کله ات میکنم 😁😁😁

    ۳ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    بکن بکن 😄😄

    ۳ ماه پیش
  • حدیث

    3

    سلام سلام خوبید چند روز وقت نکردم پارتها رو بخونم الان خوندمممم🤩🤩🤩🤩 دمت گرم مثل همیشه بی نظیری لیدا جون کیف کردممممم

    ۳ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    سلام به روی ماهت عشقم خوش اومدی 😘

    ۳ ماه پیش
  • نسیم

    4

    از دیدگاهت و قلمت نسبت به واقعیتی که تو جامعه درباره مرد و زن هست و اینجا بیانش کردی خیلی خوشم اومد دست مریزاد بابا؛ حالا ازین حرفا بگذریم استوری هارو دیدم اخ قلبم 💘💘 سهیل چه جیگریه برا خودشا😍😍

    ۳ ماه پیش
  • لیدا صبوری | نویسنده رمان

    علاقه ام به نوشتن از همین مشکلات خانوادگی که به طلاق و دادگستری میکشه شروع شد برای همین بیشتر ژانرهایی که می نویسم اجتماعی روانشانسیه

    ۳ ماه پیش
کپی شد!