نجابت گناه به قلم زهرا خزائی
پارت هفتاد و نهم :
"راوی"
باور کردنی نبود،عشق سخت و محکم فرمان و توژال اینگونه خاکستر شود
به راستی که فرمان تصمیمات بدی راجب به ادامه ی زندگی خود و توژال و لادن گرفته بود
در طول مسیر تلفن اش چندین بار زنگ خورد...از شهریار تا مهربانو و لادن و بقیه...همه از نبودشان باخبر شده بودند،آیا فرمان که آنقدر برای توژال زبان بسته قلدری کرده بود،جواب خانواده ی بیچاره اش را چطور میتوانست بدهد؟
فرمان طول مسÛ
لطفا صبر کنید...
