نجابت گناه به قلم زهرا خزائی
پارت شصت و ششم :
لادن برعکس پدرش ، فرهنگ غذا خوردن را فراموش کرد و با دهان پر گفت:
-جدی؟ پس چرا به من نگفتی؟
آنقدر بحثشان راجب هزارمین خانه شهریار کسل کننده بود که دیگر گوشم را پای حرفهایشان نذاشتم.
با ولع عجیب غریبی که حتم داشتم یکی از ویژگی های حاملگیست ، دهانم را مشتاقانه باز کردم که درست همان لحظه چشم در چشم فرمان شدم،با دیدن نگاه خیره و نافذس ، دهانم باز ماند و جادو شده به او زل زدم.
Ø
لطفا صبر کنید...
