پارت سیزده :

تخس شده خیره خیره پرسیدم:
-چیه؟
پتق خنده‌ای زد و سرش را به نشانه تاسف تکان داد:
-قهری کردی؟ این رفتارا نشانه قهره الان؟
صادقانه سر تایید تکان دادم.
-چرا آخه؟ چیکار کردم که خشم اژدها بیدار شده؟
بدلیل تشبیه من به اژدها پشت چشمی نازک کردم:
-به هزار دلیلی که حوصله ندارم راجبش حرف بزنم.فقط بگو ببینم چرا مثل راهزنا به خونه حمله کردی؟
معلوم بود جمله‌ام ، فرمان را یاد چی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️