نجابت گناه به قلم زهرا خزائی
پارت ده :
فرمان دست راستش یک آن مشت شد.هیچدوست نداشتم مقصد مشتش لادن باشد!
سریع مچشرا گرفتم و با نیش بازی که هرچند ساختگی بود جوابش را خودم شخصا دادم:
-اومدم دیدن مامانم . برو اونور.
همچنان جلوی در ایستاده بود و با بهت ما سه نفر را نظارگر ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...
