نجابت گناه به قلم زهرا خزائی
پارت هشتم :
رگه های قرمزی داشت در سفیدی چشمانش پدیدار میشد.خیره به من بود و سکوت انتخابش بود.
کاش حرف بزند.داد و فریاد کند.ناسزا بگوید اما ساکت نماند!
-فرمان حرف بزن. چرا ساکت شدی؟
بزور صدایش به گوشم میرسید:
-توژال چیکار کنم؟دقیقا تو نقط ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...
