نجابت گناه به قلم زهرا خزائی
پارت چهارم :
گوشی فرمان بصدا درامد. سراسیمه گوشیش را چنگ زد:
-باباعه!
بیمعطلی جواب داد:
-جانم بابا؟
....
-اومدم.
چشماش میخندید:
-توژال مامان حالش خوبه.
حتی بهوشم اومده. بیا بریم.
دو تایی دست تو دست همدیگه حرک ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...
