پارت هفتاد و نهم :

حرف‌های آن شب سهیل را بازگو کردم و ادامه دادم: وقتی ازش پرسیدم سهیل خودتی، حالت صورتش عوض شد و خندید. من حس می‌کنم وقتی اون حرف‌ها رو می‌زده، سهیل نبوده، یاسر بوده و وقتی مچش رو گرفتم، سریع جاشو با سهیل عوض کرده. دکتر، یاسر می‌تونه سهیلو کنار بزنه! من مطمئنم! فقط نمی‌خواد! من شک ندارم یاسر خودش داره سهیل رو کنترل می‌کنه!

از سکوت دکتر مو بر تنم راست شد. قبل از این که جوابم را بدهد

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!