طاق فلک به قلم مهدیه سجده
پارت هشتاد و ششم :
- چیکار میکنی؟! دردم گرفت. واقعاً تعادل نداری.
یک لحظه به خودم میآیم و بازویش را ول میکنم. بازویش را میمالد و نگاهم میکند. منی را تماشا میکند که نمیفهمم چی شدهام؟! کی شدهام؟! افسار پاره کردهام.
- نیکداد تو مشکل داری.
پوفم را بیرون میدهم. دستهایم را از سمت شقیقه داخل میبرم و مغزم درد میگیرد. این چه بازیِ مسخرهایست که با من راه انداخته است. پلک باز میکنم و ب

لطفا صبر کنید...

م
1این امیرحسین کیه،چرا اینقدر به آترا نزدیکه که همه دوستاشو بشناسه 😠🙏🏻