پارت نود :

همون لحظه به سمت در دویدم و توی یه حرکت آنی بدون این که به بعدش فکر بکنم در رو باز کردم و از اتاق جستم بیرون.
همین که از در بیرون اومدم با تمام توانم به سمت سالن دویدم و پشت یکی از مبل ها قایم شدم.
زانوهام رو توی بغلم گرفتم و از شدت ترس لرزیدم.
همون لحظه صدای یه مرد باعث شد وحشت زده سرم رو بالا بیارم.
با دیدن صابر وحشت زده برق از کله‌م پرید.
کم کم مغزم بهم هشدار داد که وقت فراره

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت مهنا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهنا
شخصیت مهسان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهسان
شخصیت مرد مخفی در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مرد مخفی
شخصیت نویان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نویان
تصویر شخصیت احتشام در رمان مرد فسیل مغز احتشام
تصویر شخصیت الیزا در رمان مرد فسیل مغز الیزا
تصویر شخصیت صابر در رمان مرد فسیل مغز صابر
تصویر شخصیت لاله در رمان مرد فسیل مغز لاله
تصویر شخصیت نیکا در رمان مرد فسیل مغز نیکا
تصویر شخصیت رافائل در رمان مرد فسیل مغز رافائل
تصویر شخصیت مهبد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه مهبد
تصویر شخصیت رادان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه رادان
تصویر شخصیت اردوان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه اردوان
تصویر شخصیت دلوین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه دلوین
تصویر شخصیت داروین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه داروین
تصویر شخصیت پونه در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه پونه
تصویر شخصیت بهراد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه بهراد
تصویر شخصیت هومان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه هومان
تصویر شخصیت نوید در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نوید
تصویر شخصیت نیواد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نیواد
تصویر شخصیت برهان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه برهان
آخرین نظرات ارسال شده
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    بنازمم مرسی مرد مخفی ک اومدیی

    ۱ هفته پیش
  • شمیم

    0

    حس خوبی به این رمان دارم واقعا جذابه

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋باعث افتخاره

    ۴ هفته پیش
  • ...

    0

    صابر هم عجب ادمیه😒خوب شد مردمخفی اومد الان جرش میده

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۴ هفته پیش
  • Satare

    0

    فقط دارم به این فکر میکنم که چراا من انلاین این رمانو شروع کردم☹️

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    صبور باش😂

    ۱ ماه پیش
  • صبا

    0

    رافائل کی میاد 🫣 یا آرکا🤔

    ۲ ماه پیش
  • مرد مخفی

    0

    به من گفت فعلا سرش شلوغه ایشالا ماه بعد یا همین روزا میاد ما مافیاها خیلی کار ریخته رو سرمون ، سرمون خیلی شلوغه😮 💨

    ۲ ماه پیش
  • صبا

    0

    یا خدا این چی بود دیگه😂💔زهره ام ترکید

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    یه ماه دیگه 🤭 نه دیگه زیادیه

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    به زودی

    ۱ ماه پیش
  • شا...

    0

    احتمالا بکشتش چون دلوین خط قرمزشه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که چه اتفاقی میفته

    ۱ ماه پیش
  • عالیه این رمان

    0

    و حسابیی منتظر کشف رازها هستمم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    بمونی برام قشنگم

    ۱ ماه پیش
  • شکیلا

    0

    اخ مرد مخفی یه ملت منتظره بفهمن تو کی هستی

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۱ ماه پیش
  • هستی

    0

    کاش همه چی خوب تموم بشه دلوین خیلی گناه داره😞داستانت حرف نداره عزیزم♥️ خیلی جذاب مینویسی🙏🫀

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    نگران نباش عزیزم پایان رمان خوشه

    ۱ ماه پیش
  • ساشا

    0

    لعل منظورم بعدی بود 😂😂🤗

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    بله صحیح عزیزم😂

    ۱ ماه پیش
  • ساشا

    0

    وایی مرد مخفی اومد😍🤗💀💀پارت لعل چه شود

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم😂😍🫂

    ۱ ماه پیش
  • ساشا

    0

    لعل منظورم بعدی بود 😂😂🤗

    ۲ ماه پیش
  • ثنا

    0

    وای مرد مخفی وارد شد 💀😭😱یا قمر بنی هاشم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • دینا(زن رادان)

    0

    سارا دیدی گفتم مرد مخفی نجاتش داده؟؟؟ حالا یا از دست اردوان یا از دست یکی دیگه ولی من بیشتر احتمال میدم از دست اردوان نجاتش داده باشه یا اونی که احتمالا داشته مخفیانه تهدیدش میکرد

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️

    ۳ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    2

    نه منظورش از نجات دادن همون از دست مرد وحشی بود که میخواست دلوین رو بده تسی بخوره اما مرد مخفی وارد شد و اجازه نداد

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اره عزیزم

    ۳ ماه پیش
  • میرشکار

    0

    ولا مرد مخفی جون صابر حتی یه سیلی روی دلوین زد بکشش به نظرم

    ۴ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️

    ۴ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️