پارت نود :
همون لحظه به سمت در دویدم و توی یه حرکت آنی بدون این که به بعدش فکر بکنم در رو باز کردم و از اتاق جستم بیرون.
همین که از در بیرون اومدم با تمام توانم به سمت سالن دویدم و پشت یکی از مبل ها قایم شدم.
زانوهام رو توی بغلم گرفتم و از شدت ترس لرزیدم.
همون لحظه صدای یه مرد باعث شد وحشت زده سرم رو بالا بیارم.
با دیدن صابر وحشت زده برق از کلهم پرید.
کم کم مغزم بهم هشدار داد که وقت فراره
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۱۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
شمیم
0حس خوبی به این رمان دارم واقعا جذابه
۴ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋باعث افتخاره
۴ هفته پیش...
0صابر هم عجب ادمیه😒خوب شد مردمخفی اومد الان جرش میده
۴ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۴ هفته پیشSatare
0فقط دارم به این فکر میکنم که چراا من انلاین این رمانو شروع کردم☹️
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
صبور باش😂
۱ ماه پیشصبا
0رافائل کی میاد 🫣 یا آرکا🤔
۲ ماه پیشمرد مخفی
0به من گفت فعلا سرش شلوغه ایشالا ماه بعد یا همین روزا میاد ما مافیاها خیلی کار ریخته رو سرمون ، سرمون خیلی شلوغه😮 💨
۲ ماه پیشصبا
0یا خدا این چی بود دیگه😂💔زهره ام ترکید
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
یه ماه دیگه 🤭 نه دیگه زیادیه
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
به زودی
۱ ماه پیششا...
0احتمالا بکشتش چون دلوین خط قرمزشه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که چه اتفاقی میفته
۱ ماه پیشعالیه این رمان
0و حسابیی منتظر کشف رازها هستمم
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بمونی برام قشنگم
۱ ماه پیششکیلا
0اخ مرد مخفی یه ملت منتظره بفهمن تو کی هستی
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۱ ماه پیشهستی
0کاش همه چی خوب تموم بشه دلوین خیلی گناه داره😞داستانت حرف نداره عزیزم♥️ خیلی جذاب مینویسی🙏🫀
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
نگران نباش عزیزم پایان رمان خوشه
۱ ماه پیشساشا
0لعل منظورم بعدی بود 😂😂🤗
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بله صحیح عزیزم😂
۱ ماه پیشساشا
0وایی مرد مخفی اومد😍🤗💀💀پارت لعل چه شود
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم😂😍🫂
۱ ماه پیشساشا
0لعل منظورم بعدی بود 😂😂🤗
۲ ماه پیشثنا
0وای مرد مخفی وارد شد 💀😭😱یا قمر بنی هاشم
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیشدینا(زن رادان)
0سارا دیدی گفتم مرد مخفی نجاتش داده؟؟؟ حالا یا از دست اردوان یا از دست یکی دیگه ولی من بیشتر احتمال میدم از دست اردوان نجاتش داده باشه یا اونی که احتمالا داشته مخفیانه تهدیدش میکرد
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️
۳ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
2نه منظورش از نجات دادن همون از دست مرد وحشی بود که میخواست دلوین رو بده تسی بخوره اما مرد مخفی وارد شد و اجازه نداد
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اره عزیزم
۳ ماه پیشمیرشکار
0ولا مرد مخفی جون صابر حتی یه سیلی روی دلوین زد بکشش به نظرم
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

🦢AVAZ GHO🦢
0بنازمم مرسی مرد مخفی ک اومدیی