پارت هشتاد و نهم :
جرات نداشتم تکون بخورم چون می ترسیدم بیدار بشه و ازم حساب پس بگیره.
هم به خاطر جنجالی که صبح راه انداختم و هم به خاطر بلایی که عصر سرم اومد.
وای راستی چی سر اون راننده بیچاره آوردن؟
نکنه کشته باشنش؟
من واقعا تشنج کردم؟
تشنج چه طوریه؟
یعنی چی کار کردم؟
چه طوری شد خوب شدم؟
یعنی باز بهم آمپول زدن؟
مرد مخفی_ هنوز هم دست از بلند فکر کردن برنداشتی؟
تیز به سمتش بر
مطالعهی این پارت حدودا ۱۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۱۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نجمه
0خیلی رمانت عالیه عزیزم خیلی خوب تونستی همه چیزو به زبون بیاری و قابل تجسم کنی اون احساساتش یا رادان فوق العاده بود
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋
۱ ماه پیشSarina
0مرد مخفی و دلوین کنار هم قشنگن اما من نمیدونم چرا اما از اعماق قلبم دوست دارم دلوین و اردوان به هم برسن .
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۲ ماه پیششینا
1وقتی با مرد مخفی با ارامش رفتار کردن و تا اون حد بهم نزدیک شدن ده بار خوندم اون قسمتو😭😍خیلی قشنگن این دوتا کنار هم
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍💋
۳ ماه پیشدینا(زن رادان)
0چقدر دلم برای همه کارکترهای این رمان میسوزه...از بهراد بگیر تا مرد مخفی و دلوین و حتی مهسان
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
خوبه این وسط فقط دلت برای من نمیسوزه که گیر این کرکترها افتادم🫠😂
۳ ماه پیشدینا(زن رادان)
0دکرکتر هارو خودت خلق کردی دیگه. اینجاست که شاعر میگه خربزه خوردی پای لرزششم بشین
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
با تشکر و سپاس فراوان از شما خواننده گرامی🫠😂دلگرمی بسیار مفید و ارزشمندی بود بزرگوار
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
الان شمر داستان من شدم که😂😐
۳ ماه پیشپینتر
0چه قدر تو این پارت دلم برای مرد مخفی سوخت
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠
۳ ماه پیشمریم
0من احساس میکنم رادان مرد مخفیه چون وقتی دلوین تشنج کرد و اسم دلویس رو صدا می کرد مرد مخفی گفت باز یاد اون شب افتادی (همون شبی که دلویسو بردن بیمارستان)
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️ممکنه به یه شب دیگه اشاره کنه😉🤔
۴ ماه پیشمریم
0اره شاید به یه شب دیگه اشاره کرده، حدس بود دیگه ماییم و حدسیات😂😂 ولی این حدس زدن هارو دوست دارم 😍
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍🦋
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️
۴ ماه پیشعدنانـ
3مرد مخفی اخه دلتو به چی دلوین خوش کردی بابا... بی خیال مرد بیا همینجا کلی دخترا روت کراش دارن همشون از دلوین خوشگلتر خانومتر آرام تر مهربونتر... واقعا دلوین پیش خودش چی فکر کرده... خب گویا قبلا هم دلوین..
۴ ماه پیشفاطی
0باز شروع شد😐
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۴ ماه پیشفاطی
0خیلی فکر ها کرده درست ترین کار همین رفتار دلوین بود نه اینکه بیاد بگه وای حالا که تو عاشقمی باشع منم عاشقتم😐دلوین اتفاقا خیلیم خوشگل و خانومه
۴ ماه پیشصبا
0دقیقا باهات موافقم اصلا ننیفهمم چه مشکلی با دلوین داره همه ش یه چیزی میگه ضد دلوین باشه😐
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🫠
۴ ماه پیشعدنانـ
0خخخ اره راست میگی باشه دلوین قهرمان.... دلوین قهرمان... هرکس یه جوره دیگه... پسرا دخترا رو بهتر از هم جنسای خودشون میشناسن به شخصه تایپ من نیست🤣🤣🤣🤣 بعدم ....هیچی ولش کن همه چی ارومه من چقد خوشبختم
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اوکی سلیقه هر کس متفاوته
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باشه قشنگم
۴ ماه پیشحنانه
0اتفاقا عدنان یکی مثل دلوین اونقدری قوی بوده که مقابل اون ماشین های کشتار به قول خودش کم نیاورده و اونقدری خوب و مطرح هست که یه همچین مردی اینطور عاشقش شده:))) به قول کیانا سلیقه ها متفاوته و قرار نیست به خاطر تفاوت سلیقه کسی رو تحقیر کنیم یا توهین کنیم یا قضاوت یا هر صفت منفی دیگه😂😂
۴ ماه پیشمریم
2درسته مرد مخفی عشقی که به دلوین داره قشنگه ولی رفتارهای دیگه شو ببینین کی میتونه با همچنین مردی زندگی کنه که دلوین بتونه
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
واقعا حق بود🫠جز یه سری ادم جوگیر که اصلا به سارا اشاره نمیکنم هیچکس نمیتونه با همچین ادمی سر کنه
۴ ماه پیشسارا ۸
2میدونم اصلا به من اشاره نکردی خدا خیرت بده😂🫠
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۴ ماه پیشمریم
0دقیقا👍👍 😂😂😂
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دقیقا
۴ ماه پیشمرد مخفی
0قلبمو به چشای سبزش باختم به اون لبخند دلرباش همه زندگیم به پاس میندازم به قول شاعر که میگه همه میگن که تو نیستی همه میگن دل تنگم و شکستی دروغهه چجوری دلت میومد منو اینجوری ببینی همه حرفاشون دروغه تا ابد اینجا میمونم بی تو اسمت عزیزم اینجا خیلی سوت کوره ولی خوب عیبی ندارد دل من خیلی صبوره 🕺🏻
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
مرد مخفی شاعر میشود
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عدنان🙄
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همه این صفت هایی که گفتی دلوین هم داره
۴ ماه پیشنهال
4انقدر از این جمله ی مردا بدم میاد که میگن دختر اون بیرون برای من ریخته کلی فکر کردی نمیتونم با اونا باشممم یعنی میخوام🗡🗡
۴ ماه پیشفائزه
0منم خیلی بدم میاد انگار برای ما نریخته برای اونا ریخته😐😒😒😒همینکه دلوین نقابلش کم نمیاره خیلی خوشم میاد زیادی اعتماد به نفس داره
۴ ماه پیشنهال
0دقیقااا اینا بیشتر نر هستن تا مرد
۴ ماه پیشفائزه
0خیلی خوب گفتی👍حیف نر برای این جور بی شرف ها
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🫠
۴ ماه پیشفائزه
0البته مرد مخفی بی شرف نیست😂همون نر بهتره براش
۴ ماه پیشنهال
0به موقعش بی شرف هم هستتت مردککک هی دلیوین و اذیت میکنه ی وقت خشن ی وقت عاشق بخدا این بازی با روان آدمه
۴ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0اره🫠طفلک دلوین این وسط گیر افتاده با یه ادم دو قطبی😐😒
۴ ماه پیشنهال
0دقیقااا مردک برای تضعیف روحیه گرل من آدم می کشه جلوش /کیانا منو ببر تو رمان (البته مجهز) که هرکی دلوین رو اذیت کرد به درک واصل کنم[تهش در میاد دلوین مقصره🤣]
۴ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0مطمئنم دلوین مقصر نبست فقط🥺
۴ ماه پیشنهال
0🤷 ♀️ از خدامه همینطور باشه
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🫠
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️
۴ ماه پیشحنانه
0مجهز نباشی نمیری نه؟🤣🤣
۴ ماه پیشنهال
0برم لای ی مشت ریش و سیبیل که مثلا بادیگارد طرف هستن چی بگم؟؟ میوو😂🤣
۴ ماه پیشحنانه
0نه برو جسور باش با حرف همشونو بشور😂😂بعد که خواستن بگیرنت بگو علط کردم تقصیر من نبود همش تقصیر کیاناست گفت این کارارو بکنم😂
۴ ماه پیشنهال
0دعوای لفظی که تو ژنمه ولی میترسم این مردک مخفی منو هم به سرنوشت الیزای بدبخت دچار کنه[کیانا اگه هوامو داری میرم به جنگ تن به تن با این مردک دو قطبی]
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
برو تو دلشون عزیزم برات نیرو هم میفرستم
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
یه لشکر سارا بدرقهت میکنم😂
۴ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0وای کیانا😅😅🤣🤣🤣🤣ترکیدم
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
خب زیادین ماشالله😂
۴ ماه پیشحنانه
0این دیگه چی بود🤣🤣🤣🤣🤣
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
نکته ظریفی بود🤭
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
نه دیگه😂
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
فکر خوبیه😂😂
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
هیییع خدا نجاتش بده🫠👌
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عجب🤭
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اره موافقم
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠👌
۴ ماه پیشماهلین
0دقیقااا خیلی رومخههه😑
۴ ماه پیشنهال
2#مرد ستیزی
۴ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0یا خدا عجب هشتکی😂😂
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۴ ماه پیشSara
0حمایتت میکنم😂👍
۴ ماه پیشنهال
0حمایت کنید همگییی شما ها باید نشون بدید زن 🛐 | مرد 🚮
۴ ماه پیشنهال
0البته ببخشید اشتباه تایپی بود منظورم نر بود😏
۴ ماه پیشفاطی
0بلی خودمون میدونیم😂😂😂
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🤭
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۴ ماه پیشحنانه
0حمایت مینماییم
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤍✨️🦋
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عجب🤭🤭
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
😂😂
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🫠
۴ ماه پیشنهال
1واییی پیام دادن اینحا خیلی سختههه دلممم گپپپ میخواااد
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم
۴ ماه پیشستایش
0به اعصابت مثلث باش نهال😂🎀مرد مخفی غلط کرد اصلا. عصبانی بود از دهنش پرید
۴ ماه پیشنهال
0ای بابا آخه چرا نمیتونه جلوی دهنش رو بگیره که ی وقت مارو آزرده نکنه 😑😂 ایندفعه بخاطر تو میبخشم👐
۴ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0اره همین کارو بکن😂😂
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۴ ماه پیشستایش
0ممنون. داداشم به شدت عاشق دلوینه فقط رنجایی که کشیده و شغلش اجازه نمیده یکمی درست تر عشقشو بروز بده فشار روش زیاده😔😂درست میشه
۴ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0اخی عزیزم بهش بگو انقدر بچمو اذیت نکنه و امشب هم نخورتش😂☠️
۴ ماه پیشستایش
0حتما بهش میگم باید بهم گوش کنه💀✅️
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
افرین بهش بگو
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۴ ماه پیشنهال
0فک نکنممم داداشت درست شههه
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
منم بعید میدونم🤭🤭
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
متاسفانه البته🤭🤭
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
خوبه خداروشکر حل شد😂😂
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
منم همینطور🙄
۴ ماه پیشsArA
0شاید این پارت نشون بده دلوین و مرد مخفی نمیتونن کنار هم آروم باشن و به آرامش برسن و اینکه بگیم دلوین نمیزاره که به آرامش برسن و باعث این حالت جنون مرد مخفی دلوینه واقعا درست نیست چون دلوین خودش تحت فشار های زیادیه همین که مدام نگران حال عزیزاشه و به اسارت آمده و نمیتونه آزادی رو داشته باشه و چند نفر
۴ ماه پیشفاطی
0وای سارا منم دقیقااااااا حرفم همینه به خاطر همین بدم میاد دلوین رو بد جلوه بدن یا.... چون رفتاراش کاملا منطقیه و شاید هرکس دیگه ای بود حتی خودکشی میکرد:/
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید قشنگم که قراره چه اتفاقاتی بیوفته😉🤍✨️
۴ ماه پیشsArA
0جلوی چشمای خودش کشته شدن و شکنجه داده شدن. در واقع دلوینم هم از نظر روحی آسیب جدی دیده و به عنوان کسی که از نظر روانی و روحی چندان سالم نیستش نمیتونیم انتظار رفتار های پخته و منطقی ازش داشته باشیم. در کل این پارت شاید نشون بده دلوین و مرد مخفی شیپ خوبی نیستن کنار هم و دلوین بعدها قرار کنار آدم دیگه
۴ ماه پیشsArA
1آدم دیگه ای قرار بگیره و کنار عزیزانش باشه و قطعا دلویسکش🙃
۴ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0و کنار بابای دلویسکش:)))) اگه مرد مخفی بذاره البته😔🥺
۴ ماه پیشمرد مخفی
0مگه اینکه از جسد من رد شه عمرا بزارم ازم دور شه بره 🧐
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
به امید ان روز:)
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤍🫂✨️
۴ ماه پیششایسته
0بالاخره یکی پیدا شد و اینطور قشنگ اون دلوین بدبخت رو راجبش حرف زد منم همین عقیده رو دارم و ای کاش میشد بهش کمک کرد واقعا دارم با شخصیتاش زندگی میکنم و دلم میخواد به دلوین کمک کتم🥲
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره کاش بودی و بغلت میکردم که تا این حد دخترمو درک کردی🤍🫂
۴ ماه پیشsArA
0فدات شممم کیانا جون🫠♥️♥️
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
خدا نکنه ماه قشنگم🤍🦋
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
افرین دقیقا
۴ ماه پیشمهی
0چطور میگین دلوین مقصر نیس از یطرف اونجوری با مرد مخفی ک بنظر من اردوان رفتار میکنه بعد یهو اون جمله رو بهش میگ خب هرکی باشه عصبی میشه😐😐
۴ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0چه طور رفتار کرد مگه؟ اونهمه اذیتش کردن مهی یکم اون دختره بدبخت رو درک نمیکنن تحت فشاره درگیره همه بهش خیانت کردن زندگیش یهو اکشن شده و افتاده وسط اونهمه قاتل و جانی و... چه رفتاری داشته باشه پس:/
۴ ماه پیشمهی
0اره اینارو قبول دارم ولی یطوری با مرد مخفی رفتار کرد ب خصوص تو این پارت ک انگار دوسش داره بعد یهو اون جمله رو گف😐یکم تناقض داره
۴ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0بیچاره ظرفیت تحملش تموم شده😂اخه ببین ازش خواست بذاره بره نذاشت بعد این یه حرف دیگه میزنه اون تو یه فاز دیگس به خاطر همین هیچ وقت کنار هم اروم نمیگیرن😂😂💔
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره عزیزم
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
شاید یه زمانی دوسش داشته اما اگه دقت کرده باشی بهش گفت بذار برم یا دلویس.... اما مرد مخفی با لجبازی گفت نه و اونم کم کم امپر چسبوند شما که خودت دختری باید شرایطش رو خیلی بهتر درک کنید
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دقیقا
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
قشنگم دلوین تقصیر زیادی نداره وقتی مرد مخفی فشار زیاد میاره و دلوین این مدت صبوری زیادی کرده که یکهو اینطور فوران کرد
۴ ماه پیشستایش
0۷.به حلقه شدن دست دور گردن دقت کنین. این یه روزی خواسته ی اردوان بوده.روزی که کلکل کرده بودن و اردوان عصبانی بود و دلوین دست گذاشت روی قلبش.[من نمیگم لزوما اردوانه. نه تایید میکنم نه رد. فقط تئوری هارو مطرح میکنم💀😂.]
۴ ماه پیشفائزه
0اخ ستایش از دست تو چه قدر به جزییات دقت کردی الحق که خواهر مرد مخفی هستی😂
۴ ماه پیشستایش
0تشکر از شما ای همسر صابر. بلاخره کراشت اومد فائزه پس از چن پارت.😔😂[امشب میتونی بخونی: به لحظه ی دیدارررررر قسم میخورممممممم دوباره با تکرارررر قسم میخورمممم😂😂😂😂]
۴ ماه پیشفائزه
0میترسم صابر شوهرجونم *** بازی در بیاره دلوین رو تحویل بده🥺
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
نمیدونم با پارت امشب چه کنم😂
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۴ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0سوالات ستایش خانوم افزایش یافت😍😁😁😁
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم به به عجب چیزایی😂😍
۴ ماه پیشملیسا
0ی سوال من پارت هارو همینطوری میگیرم زیرش زده عضویت چه فرقی میکنه؟
۴ ماه پیشحنانه
0تو پارت ها رو با سکه باز میکنی عضو vip نیستی💔
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اره عزیزم
۴ ماه پیشحنانه
0💔اشتباه اومدمیخواستم 😂بفرستم
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
قشنگم شما که الان عضو vip شدید
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
فکر نکنم دیگه گزینه عضویت برات بیاره
۴ ماه پیشستایش
0۹.به توصیفات هم دقت کنین. غول مانند. هیبت غول مانند. اینجور چیزها. متصل میتونه شه به مرد مخفی✅️
۴ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0اره این خیلی خوب بود😂اقا دیوه😂😂😂
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۴ ماه پیشملیسا
0پنج دقیقه دیگه پارت بعدی
۴ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0پارت روی تایمر باشه روی صفحه اصلی میاره مینویسه پارت ۸۹ مثلا ده دقیقه دیگه و تو میزنی روش اما باز نمیشه تا اون ده دقیقه تموم شه اون تایمر ۵ دقیقه که تومیگی انتهای پارته اون تایمر نشون میده از ۲۴ ساعت ۵ دقیقه مونده😂احتمالا ۱۲ونیم نزدیک ۱ بذاره پارت رو هیجان دارم
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره قشنگم
۴ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم🤍✨️
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

🦢AVAZ GHO🦢
0ای بابا اینا یه دقیقه عاشقن یه دقیقه دشمن