نپنتی به قلم آزاده دریکوندی
پارت هفتاد و دوم :
سرش داشت میترکید... دلش یک نخ سیگار میخواست و چند وقت بود که خودش را از آن محروم کرده بود.
به خاطر مادرش...
اگر بوی سیگار را از لباسهایش میفهمید، بلوا به پا میکرد.
قطعا غصه میخورد و گریه زاری میکرد.
- اموال منقول و غیر منقولِ جناب منوچهرخان به این شرح که مشاهده میکنید تقسیم شدن... این پیشنویس انتقال سند سهمالارث شماست... یه مطالعه بفرمایید که بریم سراغ امضاها!
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۳۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
آره💔 میکائیل فوقالعاده بود ولی این مسئله اجبار رو حل نمیکنه💔
۲ ماه پیشمحدثه
3خدایی ستایشم حق داره دیگه. سورن واقعا در حقش ظلم کرد الان طلبکارم هست
۴ ماه پیشsaba
1خدا میدونه چقدررررر از ستایش و سهند متنفرم
۴ ماه پیش•مریم•
0یعنی هامون دختروکیل منوچهر روگرفته..؟! همین مسئله خودش سکوت میطلبه😂😂/واقعاکنجکاوهستم ببینم بین برادران همایونفر چه اتفاق هایی افتاده،ولی باچیزایی که تاالان فهمیدم فکرمیکنم رابطه منوچهروهامون ازاول بدنبوده وخب هامون خودش به منوچهرزخم زد یک جورایی.. حالااین کارش ازروی انتقام وتلافی بوده یاسواستفاده؟
۴ ماه پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
نه هامون با دختر وکیل خودش ازدواج کرده. بعد از اون اتفاقاتی که اواخر مهمیز افتاد و همه چیز در هم بر هم شد، فیروزی وکیل سورن هم شده دیگه. در مورد رابطه بین برادران هم که هامون توی مهمیز گفت از داداشام بدم میاد ولی دست خودم نیست که توله هاشون رو دوست دارم😄 و همچنین گفت داداشامم از من بدشون میاد
۴ ماه پیش•مریم•
0اهاا فکر کردم وکیل سورن وکیل منوچهره، درسته هامون گفت برادرام براشون مهم نبوده که هم خون هستیم اماتهمینه گفت باهامون درارتباط بودن تااینکه منوچهر گفته دیگه نمیخوام ارتباط داشته باشم کارای خلاف میکنن😂.. برای رمان هامون خیلی اشتیاق دارم تانوجونی های منوچهر وعکسش روببینم،عکس منوچهر سفارشی باشه ها🥲😂❤
۴ ماه پیشستا
0چه جذابه هامون. خودشونو دوست نداره ولی توله هاشونو چرا...
۴ ماه پیشRoghayyeh
0سورن میخواد فراموش کنه حالا هی تو یادش بنداز
۴ ماه پیشGhazal
2وای بچه ها کسایی که فاویسم دارن لوبیا سبز هم براشون بده، نکنه دنیز حالش بد شه؟
۴ ماه پیششادان
1بعد من همش یاد این جمله سورن میفتم به هرکی مریض میشد میگفت زنم دامپزشکه بگم بیاد ؟ فکر کنم به اشکان و عمو صالح گفته بود.. اینجا اگه خدایی نکرده دنیز طوریش بشه نمیتونه دامپزشک مجموعه رو هم بیاره بالاسرش 🤣🤣🤣
۴ ماه پیششادان
1اینجوری از کامنتا معلومه دنیز قراره با حساسیتش به یه چیزی که سورن خان گوش نداد چی بود رسما بریز و بپاش رو کنسل کنن ..واای اگه اینجوری بشه ها🤐🤐🤐
۴ ماه پیشترنم
4از واکنش سورن که با گریه کردن تهمینه دستپاچه شد مات موندم
۴ ماه پیششادان
0واای ..منم ..همش اینجوری بودم سورن پسرم زشته ..ول کن این تهمینه هفت رنگ رو ..
۴ ماه پیششادان
1بچه ها شما هم منتظر پارت هدیه هستین؟ یا من اشتباه فکر کردم امشبه ؟
۴ ماه پیش....
1وای فکر کن سورن به دنیز باقالی بده.. چیزیم بشه نمی تونه به رعنا خانم بگه چون پرحرفی کردی گوش نکردم به حرفات
۴ ماه پیش....
3وای ستایش چقدر رو مخمه. از طرفی هی منوچهر و به هم پاسکاری می کنن از طرفی می گه ارث حقمه بدم به توی لاشی؟
۴ ماه پیشترنم
1ما منتظر پریز و بپاش بودیم آزاده..انقد هیجان زده بودم و نیشم باز که نگووو حالا اشکال نداره پارت 72 بهترین پارت میشه😂😍
۴ ماه پیشترنم
1منظورم پارت هدیه پارت 73 هس
۴ ماه پیشترنم
1اتفاقا بنظرم سورن قبلا خیلی کم حرف بود ولی از وقتی با دنیزه فقط برا اون توضیح میده و پرحرفی میکنه حالا این اولشه صمیمی ترم میشن مگه نه آزاده؟
۴ ماه پیشترنم
4و برای بارهزارم چقدرررر دوست داشتم میکائیل بشه پدر کارن خیلی مهربون و دوست داشتنی بود..ستایش و سهند به هم نمیان
۴ ماه پیشترنم
1کی اینا از ایران میرن..خسته شدم از این تهمینه غر غر حرص آدمو درمیاره واقعا
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Aysan
0ستایش صد در صد حق داره ، حالا درسته که میکائیل گلی بود از گل های بهشت ولی خب ماهیت قضیه رو که عوض نمیکنه ، اجبار محض بود ، یعنی سورن واقعا رو مخه خداروشکر😬😂