پارت صد و چهل و پنجم :

-چشم خواهرشوهر.
به طبقه ی بالا که میرسیم کودک هشت ماهه ی گل چمن و کیوان از داخل اتاقشان چهار دست و پا بیرون می آید. گل چمن با دیدن فرزندش دست مرا رها می کند تا کودکش را بگیرد.
-ای وای گلاله تو چطور از گهواره ات بیرون اومدی آخه؟
دخترک وروجک کیوان از همین الان معلوم است که مانند خودم کنترل نشدنی است.
می خواهد از دست مادرش فرار کند و نزدیکترین پناهگاه امن به خودش را فقط من می بیند ب

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مبین

    0

    واییییییییییی کارو هم عین باباش جنتلمنه 🥲🥲🥲🥲

    ۶ ماه پیش
  • محرابی

    0

    واقعا که به عمه ش رفته شیطون وبلا😂 ممنون زیبا بود

    ۶ ماه پیش
  • Leila

    0

    عالی بود نویسنده جان دمتون گرم🌹🙏

    ۶ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️