ناجوری به قلم مهدیه فیروزی
پارت چهارصد و هجده :
رازان تا شب مهمان مزدک بود و شب زودتر از آنچه انتظار داشتند فرارسید. ماهی که به آسمان رسید اما نقطهای دور از شهر و حتی جنگلی که در کلبهاش رازان مهمان مزدک بود را برگزید برای ادامه دادن ناجوری. آسمان سنگین از ابرها و ستارگان پنهان، این شبها ستارهای همدم ماه نبود که پیدا شود در دل آسمان تاریک و ماه تنها بود، تنهاتر از رامدخت که تمام روز را به انتظار ایستاده بر اسکلهی کوتاه چوبی کنا
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
ایرج فقط از مخفیگاهش بزنه بیرون و خودش رو نشون بده، هرچند.. اونم متاسفانه از بیرحمیِ زیاد، قدرت داره!
۳ ماه پیش...
0درمان خودش این راهو شروع کرده بود و خودش هم باید این سیاهی رو تمومش می کرد ولی فکر نمیکرد رامی که وسط این سیاهی زندگی کرده بوده اینجوری به این سیاهی پشت کنه
۳ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
دقیقا.. شاید اگه با مهدیار آشنا نمیشد یا تموم اتفاقاتی که تا الان افتادن نمیفتادن تا به سیاهی پشت نکنه، الان درمان هم به هدفش رسیده بود هم دخترش!
۳ ماه پیشدریا
2چرا شخصیت های ناجوری دارند یکی یکی حذف میشند؟فک کنم آخر دست فقط هومن بخت برگشته بمونه برا بازجویی و دستگیری🥴
۳ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
دارن میدون رو واسه اصلیا خالی میکنن..!
۳ ماه پیشفاطمه زهرا
2واقعا امیدوارم برای درمان اتفاقی نیوفته...رامدخت قبل اینکه پدرشو به دست بیاره از دست داد...یا حتی خود درمان...بیچاره قبل اینکه خانواده شو دوباره بسازه رفت..امیدوارم چیزیش نشد باشه
۳ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
اونم بدست خودش! همچین چیزی رامی رو سرپا نگه نمیداره..
۳ ماه پیشفاطمه ❤️
3امیدوارم درمان چیزیش نشه مطمئنا رامدخت با فهمیدن اینکه درمان کی بوده دچار عذاب وجدان میشه
۳ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
آره.. خیلی بده بعد از این اتفاق بفهمه درمان کیه
۳ ماه پیشفاطمه زهرا
0مهدیه وای واایییی درمانن مرددد؟وای خدای مننن
۳ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
تلفات ناجوری داره زیاد میشه..
۳ ماه پیشتیسراتیل
2یکی جلوی رامی رو بگیره چه کشت و کشتاری راه انداخته بابا ترمز بگیر بچه
۳ ماه پیشمهسا
3ساااعد کجایی دستم به دامنت، بیا که آقاتو کشتن.... ساعدددددد
۳ ماه پیشدریا
2کاش همون لحظه درمان فقط یه کلمه گفته بود پدرشه💔
۳ ماه پیشدریا
2وااای امیدوارم درمان زنده بمونه وگرنه زمانی که رامدخت بفهمه کیو کشته از مزدک هم بدتر میشههه😐
۳ ماه پیشفاطمه ❤️
1ممنون مهدیه جان بابت پارت هدیه مثل همیشه عالی بود 💜💜💜💜
۳ ماه پیشفاطمه زهرا
0واایی یکیییی بیادد نجات بدهه درمانووو،خدای منننن😭😭
۳ ماه پیشفاطمه زهرا
0وای..رامدخت درمان رو نکشت...ولی بامداد چطور میتونه قبول کنه تقصیر رامدخت نیست؟
۳ ماه پیشفاطمه زهرا
0واای شتت قلبممم مهدیهههینبهخینبتیتیتتیت
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

تیسراتیل
1درمان بادی نیستی که بااین بادا بلرزی نمیری مرد هنوز کلی مونده تا انتقامتو بگیری لامصبا هرکدومتون درنده ایه برا خودش ینی از پس ایرج گور به گور شده نمیایید💔