پارت سیزده :
خیلی سعی کردم به بهونهی زوج بودن مهمونها آرن رو از رفتن منصرف کنم،ولی حتی برای اینم برنامه داشت!
چیزی به نُه شب نمونده بود.داشتم توی ماشین لباس عوض میکردم.
با خودم زمزمه کردم: «یعنی باید انجامش بدم؟»
نیوارا: «چته وِزوز میکنی؟»
«خفه شو.»
نیوارا: «منو به زور کنار خودت قفل کردی،حداقل رواعصابم نرو.واضح حرف بزن ببینم چه مرگته.»
«داشتم فکر میکردم یه تانک بهش بزنم که
مطالعهی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

sober | نویسنده رمان
نه 😔
۴ هفته پیشگمشده در کمد بهراد
0مطمئن بودم وقتی قرار شد زوج برن،نیو باید زن بشه😂😂
۴ هفته پیشHarry The Wise
0دیدن داروین بعد یه مدت طولانی واقعا خوب بود🌟 به داروین اعتماد کنین تا انگشتش رو تو هر سوراخی فرو کنه😂 پسرجان دو دقیقه جون خودتو به خطر ننداز ببینیم داستان چیه.
۱ ماه پیشHarry The wise
0نحوه ورودشون خیلی تحسین برانگیز بود😂 نگهبانه دیگه غلط بکنه همچین شغلی رو بپذیره. واقعا عاشق احترامی ام که نیو برای برادرش قائله. جوری دوستش داره که باعث میشه اشکم در بیاد.
۱ ماه پیشگردنبند آرن
0بهترین کاری که خواهر داروین تو دنیا انجام داده استخدام آرن بود😁🤍
۲ ماه پیشکبری
0منی که دوبار از اول داستان خوندم شخصیت نیوارا منو یاد هاموس میندازه 😂😂
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
هاموس زیاد شوخطبع نبود(≧▽≦)
۲ ماه پیشکبری
0برعکس هاموس یه شیطنت هایی داره که مخفی کرده ابهتی که داره نشونشون نمیده
۲ ماه پیشزن قاموس بن سهی اصل
0همچنان منتظر پارت بعدی❤️❤️❤️❤️❤️❤️ عاشقتم خودتم میدونی همینجوری خوب و سلامت بمون راجب این پارت هم بگم ک عالی بود مخصوصا از اومدن داروین شوکه شدم
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
قربونت،منم عاشقتم ༼ つ ◕‿◕ ༽つ❤️
۲ ماه پیشana
0عالیه واقعا بعد از هیچکسان اولین رمانیه ک خیلی خوشم اومده ولی چرا انقد دیر پارت گذاری میشههه موندم تو خماری🥲
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
ممنون از لطفت ❤️ اگه اینجوری برات سخته میتونی بذاری رمان کامل شه و بعد بخونی.هر چند اینجوری خوندن هم صفای خودشو داره (◠‿◕)
۲ ماه پیش۰__○
1داروین اینجا باید ۳۰ رو رد کرده باشه
۲ ماه پیشزن حاجی
1قلبم از این عدد شکست🥲🥲
۲ ماه پیش۰__○
4راجع به ۴۰ رد کردن مسعود چی؟ اینکه تهش همشون قراره پیر شن بمیرن ولی حامی و بهراد جنی همچنان زندن
۲ ماه پیشزن حاجی
1بهراد *** که همشونو ول کرد رفت احتمالا اصن نمیفهمه مردن، حامی هم که داروینو ول میکنه میره به گفته شادی، اونم نمیفهمه داروین مرده، سرنوشت غمناک و کثیف....
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
بهراد بهشون سر میزنه.
۲ ماه پیشنگار
0اگه هم سر بزنه فکر نمیکنم مسعود و سورن رفتار مناسبی از خودشون نشون بدن 😕
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
انشالله که خوب رفتار میکنن ( ╹▽╹ )
۲ ماه پیشیوریک
3امیدوارم مسعود به خدمتش برسه با اینکه به شخصه موافق کارش بودم(صرفا از کتک خوردن بهراد لذت میبرم)
۲ ماه پیشزروووو
0حامی داروین رو ول میکنه میره؟چرا اخه؟
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
چون حضورش باعث به خطر افتادن جون داروین میشه.
۲ ماه پیشروژا
0زنده ک هیچ حامی همونقدر ترگل ورگل میمونه حتی بدون یه خط چروک
۲ ماه پیشسونیا
0به یکی نیک نیم داده بودی، منم یه نیک نیم از طرف نویسنده محبوبم میخوام😊😂
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
باید فک کنم سونیا جان (≧▽≦)
۲ ماه پیشزرووو
2ولی اینو بدون من همیشه عاشق تو و رمان هاتم و درکت میکنم که از سبکی زیاد خوشت نیاد اگه اذیت میشی به همین سبک ادامه بده و اگه دوست داری سبک رو عوض کن ما همه جوره پشتتیم
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
ممنون ازت❤️
۲ ماه پیشآکاسارو
4میگما اینقدر سعی نکن سبکت رو عوض کنی ما عاشق رمان هات به همین شکلیم نیازی به عاشقانه بودن نیست
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
شما لطف دارین ولی بههرحال تنوع هم نیازه.
۲ ماه پیشLily
0هاها، ازت ممنونم و امیدوارم در اینده بیشتر از این شخصیت های خفن و جالب بسازی، البته این یک درخواست بود چون کارِت واقعا خوبه🫶🏻
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
لطف داری(◍•ᴗ•◍)❤
۲ ماه پیشروژا
0نیوارا خیلی شیطونه از نیو هم شیطون تره کنار نیو خوش تره تا کنار برفه خوشحالم نیو از برفه جداش کرد
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
هر چند برفه امنتر بود...( ╹▽╹ )
۲ ماه پیشروژا
0امنیت میخواد چیکار🤭
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
آره والا
۲ ماه پیشروژا
0راستی یه سوال این قدرت چشیدن و فهمیدن و این اطلاعات عجیب خفن نیو از کجا یاد گرفته? نکنه خودشم از نژاد خاصیه🫢😍
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
از باباش یاد گرفته (◍•ᴗ•◍)
۲ ماه پیشروژا
0عوووو چ بابای خفنیی
۲ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
(・∀・)
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

گمشده در کمد بهراد
0دارویننننننننننن؟!؟!؟!؟!؟؟!!؟؟؟🤩🤩🤩یعنی بازم بهش اشاره میشه که چرا اینجا بود یا نه؟