پارت دوازده :

نیم ساعتی توی انبار زندانی بودم.می‌تونستم راحت فرار کنم،ولی اون‌جوری دستمزدمو نمی‌دادن.نمی‌خواستم وقت ارزشمندی که براشون گذاشته بودم هدر بره.
پری تمام وقت کنارم بود و از برفه گله و شکایت می‌کرد؛ این‌که چه‌قدر دیوونه بوده و مجبورش می‌کرده کارهایی رو انجام بده که دوست نداشته.
بعد از کلی حرف زدن نفس عمیقی کشید و لبخند زد: «خوشحالم نشونه‌هامو توی کارواش دیدی و اون قرارداد ننگ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آرن در رمان نیو آرن
تصویر شخصیت سروان اسکینی در رمان نیو سروان اسکینی
تصویر شخصیت نیوارا در رمان نیو نیوارا
تصویر شخصیت جان در رمان نیو جان
تصویر شخصیت نیو در رمان نیو نیو
آخرین نظرات ارسال شده
  • مهوش

    0

    وای خیلی رمان جذابیه از نیوارا خیلی خوشم میاد

    ۳ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    😇❤️

    ۳ هفته پیش
  • Baran

    0

    او مای گاد او مای گاد او مای گاد نمیتونم خودمو کنترل کنم خیلی خوب شد

    ۲ ماه پیش
  • Maria

    0

    سطح کتاب با قوی ترین و معروف ترین رمانای فانتزی دنیا برابری میکنه.خیلی خفنه ممنونم ازت❤️

    ۳ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    😍❤️

    ۳ ماه پیش
  • Raha

    0

    نیوارا عالیه😂👌👌👌 امیدوارم نقشش کم نباشه چون از الان دارم عاشقش میشم

    ۳ ماه پیش
  • Raha

    0

    ای ول همیشه اینجوری مهمونی ها هیجان انگیزن🤩...آرن هم که وارد شد..رابطه ی قشنگ برادریشون منو کشته😂

    ۳ ماه پیش
  • Harry The Wise

    0

    کاشکی منم یه دعوت نامه انجمن ادبی دریافت میکردم😔👈👉 نیوارا بدبخت دو ساعت داشت از برفه گله میکرد که گیر یکی بدتر از اون بیوفته😂 خیلی شخصیت باحالیه منم دلم پری خواست. واقعا حال جان قابل درکه 🤧

    ۳ ماه پیش
  • Harry The Wise

    0

    وای مادرجان😂 اولین مواجهه با آرن واقعا عالی بود. اونجا که نامه رو داد به نیو تا بخونه ولی به جاش لیسش زد و درباره جنس و مکان نگهداریش حرف زد، کلی خندیدم. اینکه به نیو میگه موش کثیف واقعا برازنده شه🤣.

    ۳ ماه پیش
  • زید ریونیز

    2

    چشای نافذ موهای نقره ای شمشیر به دست

    ۴ ماه پیش
  • زید ریونیز

    1

    من نیوارارو شکل هنری کویل در ویچر تصور میکنم

    ۴ ماه پیش
  • سواستیکا(نازی قدیم)

    3

    نیو قطعا میتونه نقش فرزند داروین رو بازی کنه

    ۴ ماه پیش
  • روژا

    0

    موافقممم🤗🤪

    ۴ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    داروین می‌تونه عموش باشه ⁦(⁠ ⁠╹⁠▽⁠╹⁠ ⁠)⁩

    ۴ ماه پیش
  • سونی

    0

    چشم خانومی در اولین فرصت می شینم از اول رمان زیبات رو می خونم

    ۴ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    ♡⁠(⁠>⁠ ⁠ਊ⁠ ⁠<⁠)⁠♡

    ۴ ماه پیش
  • زن حاجی

    2

    &quot;غیبت تنها در صورت مرگ قطعی قابل اثبات پذیرفته خواهد شد&quot; منو یاد دوران دبیرستانم میندازه :))))))

    ۴ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    😂

    ۴ ماه پیش
  • زن حاجی

    0

    عشقم میگم فرشته با پری فرق داره؟ یعنی الان آرتاون هم مثل نیوارا ممکنه اسیر یه همچین اتفاقی بشه؟

    ۴ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    بله،فرشته با پری فرق داره.آرتاون هم اسیر نشد،فقط وانمود می‌کرد.

    ۴ ماه پیش
  • زن حاجی

    0

    نیوارا تو ذهنم شبیه اورلاندو بلومه توی ارباب حلقه ها، درست تصور میکنم؟

    ۴ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    نه،زیاد شبیه اون نیست🤔

    ۴ ماه پیش
  • سونی

    1

    خیلیییی خوبههههه مرسی عزیزم ولی من دلم برای بهراد احمق بازی هاش تنگ شده

    ۴ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    ممنون❤️

    ۴ ماه پیش
  • روژا

    0

    اگ دلت تنگ شده میتونی نوند هیچکسان رو بخونی 😌 البته اگ نخوندی اگ خوندی هم دوباره بخون 🤭🤗

    ۴ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️