پارت بیست و پنجم :

یک تای ابرویم را بالا دادم و گفتم: نیاز به درمان داره؟! رسما داری میگی خان‌داداشم خل‌وچله؟ برم یه‌کاره به یاسین بگم برو پیش روانشناس که زنده‌زنده پوستمو بِکَنه؟
با هر کلمه‌ام چشم‌هایش گردتر می‌شد و صدایش کش آمد.
- من کِی گفتم خل‌وچله؟ تو چرا حرفامو این‌جوری برداشت می‌کنی؟ من میگم...
مکث کرد؛ انگار چیزی را در ذهنش وزن کرد سپس با لحنی ملایم‌تر ادامه داد: منم نه... خواهرم میگ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۳۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت دیار در رمان دیار مجنون، تبار لیلی دیار
تصویر شخصیت مه‌یاس در رمان دیار مجنون، تبار لیلی مه‌یاس
تصویر شخصیت میکائیل در رمان دیار مجنون، تبار لیلی میکائیل
آخرین نظرات ارسال شده
  • میم

    1

    وااااای،چرا من متوجه نشدم پس،یعنی ممکنه این همون شعله باشه،با توصیفاتی که ازش شد،احتمالش زیاده،این ارازل چیه پناه دور خودش جمع کرده،خود پناهم شخصیت مسخره ای داره 😮🙏🏻

    ۵ ماه پیش
  • میم

    1

    خیلی عالی بود،خسته نباشید،دست گلت درد نکنه برای پارت هدیه قشنگ 👏👏👏🙏🏻

    ۵ ماه پیش
  • میم

    1

    دیار برای برادر مه یاس بودنم به قیافه و سنش نمی خوره،اصلا بهش نگاه می کنه نمی تونه فکر دیگه ای بکنه 🤔

    ۵ ماه پیش
  • میم

    1

    چرا اینقدر زود دلباخته شد،ولی حق داره مه یاس،دیار زیادی حامیه و خیلی به احساس طرف مقابلش توجه داره و اگه باعث ناراحتی شده باشه سعی می کنه از دلش دربیاره و عذرخواهی کنه 😔

    ۵ ماه پیش
  • ساناز

    1

    🩵🤍💚🩶❤️🧡💛💜🤎💙🩷

    ۵ ماه پیش
  • مریم

    1

    مهیاس چه زود دلشو داد🥲🥲

    ۵ ماه پیش
  • مهلا

    1

    عالی بود نگارجون خداقوت، مرسی از وقتی که میذارین و زحمتی که برای پارت هدیه میکشین... خیلی ارزش منده و من به عنوان یک مخاطب خیلی ممنونم از شما

    ۵ ماه پیش
  • مهلا

    1

    و دیار روحش هم از احساسات نوازنده ی پنجه طلای رستوران خبر نداره!

    ۵ ماه پیش
  • مهلا

    1

    و چقدر شرایط سخت و بدی رو داره تحمل میکنه

    ۵ ماه پیش
  • مهلا

    1

    توی یه برزخ بد گیر افتاده، یه جنگ بین احساس و عقل، عشق و منطق... عاقلی و عاشقی...

    ۵ ماه پیش
  • مهلا

    1

    اما دل عاشقش تحمل کلمه ی برادر رو هم نداره...

    ۵ ماه پیش
  • مهلا

    1

    تا کمتر عذاب بکشه

    ۵ ماه پیش
  • مهلا

    1

    برای همین میخواد تا اونجا که میتونه از دیار دوری کنه

    ۵ ماه پیش
  • مهلا

    1

    مه یاس توی ذهنش اطمینان داره که هیچوقت به دیار نمیرسه

    ۵ ماه پیش
  • مهلا

    1

    پارت هدیه رو دادی؟ مرسی نگارجون خیلی مهربونی🥰😘

    ۵ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️