پارت چهل و ششم :

***
سی و شش
"الارا"

اکثر مهمانی‌های شبانه‌ای که می‌رفتم در دیسکو، کازینوها و کلاب‌ها بود، آن هم معمولاً همراه هری و وسط جمعیت با آهنگ‌های راک بالا و پایین می‌پریدیم و با سردرد و مستی بخاطر نوشیدنی‌های ارزان و بی کیفیت به خانه بر می‌گشتیم اما این... اولین مهمانی شبانه کلاسیک و شکیلی‌ست که در آن پا گذاشته‌ام.
برعکس قبل لباس سرخ و زیبایی به سلیقه مشرکت روبن و لیا به تن دØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اکرم بانو

    1

    از اونجایی که الارا خیلی باهوشه حسش بهش دروغ نمیگه،و واقعا کسی نگاهش میکرد،اما اون کیه؟جناب دوک؟

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    دقیقا همینطوره و به طرز عجیبی همه آدمای باهوش می تونن نگاه سنگین یا پچ پچ اطرافیان رو روی خودشون حس کنن😁 شاید:)

    ۵ ماه پیش
  • آذر(وکیل‌مدافع‌دوک)

    0

    باه باه بلخره حضور دوک سایه ها🤧😁 فاطمه من رو بهش معرفی کن بهش بگو یه عاشق دلخسته ام که انتظارت را می کشید😔✋️😂😂الهییییی که عاشق دختر وحشیمون بشی،آمین🤲! وایییی از نوار کاست ها یه وقت خبر نداشته باشه؟!!😨

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    روی چشم زیبا اصلا اون از الان واسه خودت پیچیده شده🙂 ↔️🤌 بالاخره دوست دارین دوک سایه ها عاشق الارا بشه یا برایان؟😂 از اونجایی که دوکمون مغز متفکره احتمالا از اونم خبر داره🙂 ↔️

    ۵ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️