پارت هفده :

یک ساعتی می‌شد که به عمارت رسیده بود. عمارت غرق ماتم شده و اهلش ناراحت و غمگین بودند. هیچکس دل و دماغ حرف زدن نداشت. گویی مغز و زبانشان از کار افتاده بود. آقابزرگ نگاهش را از آتش شومینه گرفت، چند بار عصایش را به زمین کوبید و با حرص کلامش را به زبان آورد.
- این بار از یحیی نمی‌گذرم، باید خودش و خونوادش رو از این روستا بیرون کنم. انگار طعم پول سه سال پیش به کامش خوش اومده. تا کی می‌خواد مثل

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت علی در رمان اعجاز دلدادگی علی
تصویر شخصیت خسرو در رمان اعجاز دلدادگی خسرو
تصویر شخصیت آراز(نقش اصلی) در رمان اعجاز دلدادگی آراز(نقش اصلی)
تصویر شخصیت دلارام(نقش اصلی) در رمان اعجاز دلدادگی دلارام(نقش اصلی)
تصویر شخصیت محمد در رمان اعجاز دلدادگی محمد
تصویر شخصیت یاشار در رمان اعجاز دلدادگی یاشار
تصویر شخصیت یاسمن در رمان اعجاز دلدادگی یاسمن
تصویر شخصیت سمانه در رمان اعجاز دلدادگی سمانه
تصویر شخصیت گلی در رمان اعجاز دلدادگی گلی
تصویر شخصیت سرگرد عسگری در رمان اعجاز دلدادگی سرگرد عسگری
تصویر شخصیت شیدا در رمان اعجاز دلدادگی شیدا
تصویر شخصیت مهتاب در رمان اعجاز دلدادگی مهتاب
میخوای سهمی داشته باشی؟

سلام عزیزم. من عاطفه میرزائی نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارت‌هاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمان‌های كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

آخرین نظرات ارسال شده
  • م

    2

    دیگه معذرت خواهی فایده نداره چون ذات واقعیتو نشون دادی،هرچند معذرت اصلی رو باید از دلارام بخوای دختره افاده ای متکبر 😏

    ۴ ماه پیش
  • هستی

    2

    نمیدونم چرا از یاسمن حس خوبی نگرفتم همون بهتر دور باشی یاسمن جون😂

    ۵ ماه پیش
  • نفس

    0

    پارت زیبا و جذابی بود ممنون

    ۶ ماه پیش
  • زری

    0

    سلام و وقت بخیر خدمت نویسنده محترم ببخشید پارت هارو ساعت چند میزارین؟ من الان منتظرم نوشته به زودی☹

    ۶ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    هر روز18:۵۵

    ۶ ماه پیش
  • هیفا

    6

    افرین همین طور سرد باش ازیاسمن بدم اومد بشین سرجات چرا همش دنبال ارازی واراز برو دلارامو عقد کن وتموم کن همه چیزو

    ۶ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    🤣 🤣 آقا آراز زن نمیخواد هاا. برای کار دیگه اومده ایران

    ۶ ماه پیش
  • هیفا

    0

    باشه کارشو بکنه ولی قبلش بادلارام عقد کنه باخودش ببرتش

    ۶ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    هی آخه... 🥹

    ۶ ماه پیش
  • دختر خورشید

    0

    زن واجب تره اول بادلارام ازدواج کنه بعدش همه مشکلات حل میشه 😂😂😂

    ۶ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    اینم حرفیه 🤣

    ۶ ماه پیش
  • آبی

    1

    کاش میشد همش رو خوند از بس کنجکاو شدممممم

    ۶ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    🥹 من که تند تند پارت میفرستم و هرروزم هست پس زیاد معطل نمیشین

    ۶ ماه پیش
  • دخترک خورشید

    0

    وای ممنون آره زودتر دوست دارم آخرشو بخونم لطفا هرروز پارت بذارید واینکه پارتای هدیه رو زیاد کنید همه مشتاقن واسه اینکه این رمانو تاآخر بخونن

    ۶ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    چشم چشم‌ 💚

    ۶ ماه پیش
  • مریم

    0

    آراز خان دیگه باید بله بگی نگی قبلا دختر ها نازمیکردن الان پسرها😅😅😅

    ۶ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    😂

    ۶ ماه پیش
  • آبی

    1

    نمیدونم چرا حس میکنم آراز عاشق دختره میشهه

    ۶ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    🥹 🥹 🥹

    ۶ ماه پیش
  • ابی

    1

    ای جانم به رمان و من عاشق هدیه هستمنممممم

    ۶ ماه پیش
  • عسل

    9

    اوففف خوردی یاسمین جون حالا پاشو برو شامتو بخور دس از سر پسر ما بردار پاشو پاشو والا اینا خانوادگی به آدم حس بدی میدن این که سعی می کنه خودشو آویزون کنه مامانش که نمیتونه جلوی دهنشو بگیر بچشم که درست تربیت نکرده پدر پسرم که نیاز به گفتن نیست چقد حس منفی و کثیفی دارن

    ۶ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    وای خدا😂

    ۶ ماه پیش
  • آتاناز

    6

    به نظرم این یاسمن بدتر از باباوداداشش هست اون دوتا رو آدم در ظاهرم میبینه میگه وای چه آدم های بدین ولی این یاسمن چهره واقعی وشیطانی شو پشت نقاب خوب ومظلوم بودن مخفی کرده و به نظرم آدم های مثل یاسمن از همه بدترن

    ۶ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    👌

    ۶ ماه پیش
  • زهرا

    0

    چقدر این خانواده پوروین پسرشون غلط اضافه کرده بازم اونا طلب کارن عجبا ارازم خوب جوابشون و میده🌱🙏🌷❤️😘

    ۶ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    زبون دراز کی بود آراز ؟؟

    ۶ ماه پیش
  • Mahi

    1

    کجارو لایک کنیم شما پارت هدیه بدین؟

    ۶ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    اگه رمان رو دوست دارین اون قلب گوشه بالا رو لایک کنین❤️ 💚

    ۶ ماه پیش
  • Yekta

    4

    فعلا تا اینجا از رفتار اراز که با یاسمن میکنه خوشم میاد بهش محل نمیده !!

    ۶ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    😎 😎

    ۶ ماه پیش
  • اسپایدرمن

    6

    من تا دلارام رو غالب آراز نکنم آراز رو ول نمیکنم آراز یا با دلارام بر میگرده ترکیه یا با دلارام راه دیگه ایی هم نداره😌🎀🤣🤣🤣🤣🤣

    ۶ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    خواهشن یه راه دیگه جلوش بذار😁

    ۶ ماه پیش
  • فاطی

    4

    آراز جان به حرف من گوش کن ببر عقدش کن راحتمون کن ای بابا

    ۶ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    🤣 🤣 🤣 🤣 بچه رو مجبور نکن فعلا عشقی در کار نیست

    ۶ ماه پیش
  • عسل

    5

    عشق بعد ازدواج هم پیش میاد دیگه 😂والا اینجوری که داره پیش میره فک کنم ما قرار خیلی زیاد حرص بخوریم

    ۶ ماه پیش
  • عاطفه میرزائی | نویسنده رمان

    کارها دارم باهاتون😁

    ۶ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️