پارت هفتاد :

قدمی به جلو گذاشت و سنگ‌ریزه‌ای زیر کفشش قروچ صدا داد. از صدایش خطی تیز توی دلم پیچید...
- حق داری منو نشناسی!
ولی من شناخته بودم! نه از ظاهرش... نه از چشم‌هایش که مثل چشم‌های من کمی به خاکستری میزد... و نه رنگ پوستش... نه از جنس نرم موهایش که توی نسیم تکان می‌خوردند و نه از فرم لب‌ها و بینی‌اش...
نه از هیچکدام از این‌هایی که نمی‌دانم به من شباهت داشتند یا نه...؟
از حسی که به من دس

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۳۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت اشکان در رمان مافیایی نپنتی اشکان
شخصیت اسما در رمان مافیایی نپنتی اسما
شخصیت دلوین در رمان مافیایی نپنتی دلوین
شخصیت رعنا در رمان مافیایی نپنتی رعنا
شخصیت سینا در رمان مافیایی نپنتی سینا
تصویر شخصیت های اصلی رمان نپنتی سورن و دنیز
تصویر شخصیت دنیز در رمان نپنتی دنیز
تصویر شخصیت سورن در رمان نپنتی سورن
تصویر شخصیت ساغر در رمان نپنتی ساغر
تصویر شخصیت سامیار در رمان نپنتی سامیار
آخرین نظرات ارسال شده
  • Aysan

    0

    رفتار سورن با دنیز زمین تا آسمون با نیلی فرق داره ، به نظرم دنیز توی نظر سورن یه زن قویه که نیازی به محبت و توجه آنچنانی نداره اما دنیز خیلی آسیب دیده تر از این حرفاست و واقعا رفتار خشک سورن دردی رو ازش دوا نمیکنه🥲

    ۲ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    نیلی رو بیمارگونه دوست داشت ولی حسش به دنیز اونجوری مریض‌طور نیست و عادیه

    ۲ ماه پیش
  • بنفش علی

    0

    سورن نزار فوشت بدما چرا این با دنیز خوب نیست یعنی واقعا عاشقش نشده اون رفتار های که با نیلی داست با دنیز نداره کلا بی حسه🥲💔

    ۳ ماه پیش
  • Roghayyeh

    8

    طفلکی دنیز از زمین و آسمون براش میباره

    ۵ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💔💔💔

    ۴ ماه پیش
  • مریم

    4

    ممنونم عزیزم عالی بود .توصیه های خوبی کرد اشکان اگه سورن گوش کنه🥰❤️

    ۵ ماه پیش
  • نازنین

    3

    وایی اشکان خیلی ایده آل هست ... یعنی دنیز و سورن بلاخره ما رو بایه تنهایی اساسی خوشحال میکنن یا نه😉🥹

    ۵ ماه پیش
  • سماا

    4

    داشتم غصه میخوردم برای دنیز..دلوین..میکائیلی که نیس..نیلی و بچش و جای خالیشون..تا اینکه پارت اخر رو خوندم، وایییی عالی بوددد صاحبخونه مستربین خدااا اشکان عاشقتم

    ۵ ماه پیش
  • ترنم

    2

    دنیز مادر نمونه و قوی هست برا دلوین..افتخار میکنم و اونم ی انسانه بعضی جاها کم میاره ولی بازم مادر خوبیه

    ۵ ماه پیش
  • ترنم

    3

    وااای این اشکان خیلی باحاله😂باید با مامان بزرگ ساغر ملاقات کنم ببینم چرا از پسر به این گلی خوششون نمیاد

    ۵ ماه پیش
  • ترنم

    2

    حرف زدن رعنا هم خوب بود..انگاری کسی رو از خواب بیدار کرده باشه..آگاهش کرد که الان بهم نزدیکن و بهتره بیشتر کنارش باشه و وقت بگذرونه..سورن خان برو پیش زنت

    ۵ ماه پیش
  • ترنم

    2

    طبیعی بود واکنش دنیز..اخه بعد سی سال پدرشو دیده و غافلگیر شده نمیتونه بشینه باهاش به همین راحتی حرف بزنه و بگه و بخنده تازه ازش متنفر هم هس چون تو شرایط حساس اینارو ول کرده رفته

    ۵ ماه پیش
  • ترنم

    2

    مکالمه مادر و دختر رو...رسما اشکم دراومد😭😭

    ۵ ماه پیش
  • محرابی

    2

    ممنون زیبا بود. آخ ازدست تو اشکان.

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    خب الان بابات امده ، میخواد دلوینو از بگیره ایا؟... یا می خواد بین تو سورن رو بهم زنه؟...هیچ آسیبی نمی خواد به تو بزنه که اگه می خواست تا حالا کرده بود جاتونم که میدونست پس نمی خواد کاریت کنه.... من انتظار داشتم بهش شک وارد بشه ،اعصابانی بشه، دعوا بشه یا بی محلی کنه ...ترسید فرار کردد😑

    ۵ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ابدا از این چیزا نترسید!!! فقط شوکه شد از اونجا رفت! دوست نداشت باهاش هم کلام بشه حتی بعد از سی سال پدرش اومده نباید انتظار داشت عین دو تا آدم معمولی بشینن کنار هم حرف بزنن که. برای اولین بار توی زندگیش الان دیدش

    ۵ ماه پیش
  • فاطی

    2

    حرفات بی منطق بود واقعا .یه لحظه خودتو بزار جای دنیز . این زن مشکلاتش واقعا خیلی زیاده هنوز سر و کارت با قانون نیفتاده که وقتی ببینی در مورد بچه خودت هیچگونه حقی نداری یعنی چی! که خانواده شوهر مدام آزارت بدن و تو زندگیت دخالت کنن و بهت نشون بدن از تو بیشتر تو اون بچه ای که زاییدی حق دارن یعنی چی

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه

    1

    من خودم بچه طلاقم ، قشنگ یادمه برادر کوچکترم به مامانم می گفت عمه هیچ درکی از کلمه مادر نداشت ما دقیقا ۷سال با قانون سرو کار داشتیم حضانت و مهریه و... ک بخوام بنویسم یه تومار میشه ... من فقط رفتار دنیز و با خودم که پدر مزخرفی دارم مقایسه کردم ، رفتار مادرمم با دنیز مقایسه کردم ، و نظرم رو دادم همین.

    ۵ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    عزیزم متاسفم بابت تجربه‌ای که داشتی. شما روی پدرت شناخت داشتی ولی دنیز هیچگونه شناختی نداشته و بعد سی سال الان داره برای اولین بار می‌بینتش. مغز نمی‌تونه به این سرعت تجزیه و تحلیل کنه که از دنیز انتظار داشتی با پدرش درگیر بشه. فعلا دنیز جا خورده از حضورش. به شدت غافلگیر شد

    ۵ ماه پیش
  • فاطی

    3

    که بخوان حتی بکشنت.منم تجربه نداشتم ولی تو اطرافیانم دیدم این موردو که به خاطرحضانت بچش چقدرغصه خوردکه الان بگم دنیز واقعاقوی داره بااین شرایط راه میاد.الانم توی این همه مشکل یهو این آقایادش افتاده بعدسی سال یادش بیفته یه دختری داره.دنیز بزنه تو گوشش فحشش بده؟؟حالا فعلا وایسا این بدبخت به خودش بیاد!

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه

    2

    ببین فاطی جان هرکسی واکنشش نسبت به مشکلات زندگی یه جوره، واکنش اطرافیان شما یه جوره، واکنش من یه جوره... اینم رمانه هرکسی نظر خودش رو میگه... مثلا همونطور که بعضی ها دوست دارن اشکان با ساغر باشه ، بعضی ها هم دوست دارن با اسما باشه... هرکسی نظر خودش و تجزیه تحلیل های خودش رو داره جانم

    ۵ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    بله هر کسی نظر خودش رو میگه ولی متاسفانه شما خیلی به دنیز تاختی که من یه تعداد از کامنت ها رو مجبور شدم حذف کنم. دنیز بعد این همه مشکل و بعد این همه پارت حق داره صداش در بیاد و غصه بخوره! ولی شما به دغدغه‌های یه زن که حقش هستن میگی قور قور! این اصلا جالب نیست

    ۵ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    دنیز حق نداره کم بیاره؟ قطعا حق داره. شما بنا بر تجربه‌ای که ازش صحبت کردی... یعنی هرگز مادرتون ناراحت نبود از شرایطش؟ همین که پسرش بهش می‌گفت عمه... ناراحت نمی‌شد؟ شاید شما چون مشابه این تجربه رو از نزدیک دیدی دیگه حوصله دنیز رو نداشتی چون برات مرور خاطرات شده وگرنه دنیز حق داره💚

    ۵ ماه پیش
  • Negar

    3

    طفلی دنیز.... دنیز واقعا نمونه یه زن موفق و قوی هستش که دغدغه بچشو داره و با مشکلات زیادی داره سر و کله میزنه. اتفاقا دنیز تو خیلی قوی هستی تا همینجا هم پیش اومدی🥲💎

    ۵ ماه پیش
  • جانان

    6

    اشکان دیگه موقع شوهر کردنشه😂 به جای سورن اشکان رو باید می فرستادیم خونه بخت

    ۵ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️