پارت صد و نوزده :

شورلتِ سیاه با غرش سنگینی راه افتاد. نریمان فرمان را طوری در مشت‌هایش می‌فشرد که بندِ انگشتانش سفید شده بود. سکوتِ داخل ماشین مثل انبارِ باروت بود؛ فقط صدای جیرجیرِ ملایمِ چرمِ صندلی‌ها و صدای باد که به شیشه‌ها می‌خورد شنیده می‌شد. من، خسته و درهم‌شکسته از دیدارِ فرداد، سرم را به شیشه تکیه داده بودم و به خیابان‌های شلوغِ تهران نگاه می‌کردم که انگار هیچ‌کدامشان بویی از دردی که در

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۴۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • Helia

    0

    قمرالملوک سر تخته بشورنت زن

    ۳ ماه پیش
  • آمنه

    0

    ای کاش جریان اون زن که میدونم مادر فرداد هست رو هم بگه

    ۴ ماه پیش
  • زهرا

    0

    قلمتون مانا..کاملا میشه فضا رو تو ذهنمون تصویر سازی کنیم به خصوص که چهره شخصیت ها موجوده

    ۵ ماه پیش
  • م..

    1

    آره دقیقا البته تصور من از نریمان یه جور دیگس بیشتر شبیه تصویر هومان

    ۵ ماه پیش
  • زهرا

    1

    آره منم با چهره نریمان یه کم تو تصور ذهنی خودم مشکل دارم انگار لازمه چهره سخت تر با جذبه تری داشته باشه

    ۵ ماه پیش
  • باران

    0

    افرین بانودخت خوبکاری کردی که به نریمان گفتی حالاسزای اون عجوزه میرسه

    ۵ ماه پیش
  • اکرم بانو

    0

    خیلی سخته کسی که همه ی ضربه هارو یهت میزنه و نتونی جلوشوبگیری،اونم نه به این خاطر که نمیتونی،چون دلشو نداری،مادرت باشه

    ۵ ماه پیش
  • م..

    0

    واقعا یکی از سخت ترین تصمیمات وقتی که میدونی مقصر و شیطان اصلی یکی از نزدیکانت مخصوصا مادر و پدر یا فرزند خیلی شرایط سختیه 🥲

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    ارمان گفت زلزله،نریمانم گفت زلزله😂👈👉

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    هومان و نریمان بیچاره ها نمیدونن چکار کنن واقعا

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    بابا بیچاره فرداد که نمیخواست چیزیو بدزده

    ۵ ماه پیش
  • اکرم بانم

    0

    این دومین باریه ک به رخساره میگن زلزله بنظرم باید در انتخاب اسم تجدید نظر کنیم😂😂😂

    ۵ ماه پیش
  • Negar

    0

    واقعا دلم برای فرداد خونه. دم رخساره ام گرم، خیلی شجاع و قویه.

    ۵ ماه پیش
  • ملیحه

    0

    به جان خودم اون زن تو زیرزمین هم مادر فراداده که زندانی شده. رخساره چرا اون رو فراموش کردی؟

    ۵ ماه پیش
  • پرنیا

    0

    این قمر خیلیییی بی وجودو آشغاله مادرش رو زجرکش کرده حالا نوبت فرداده

    ۵ ماه پیش
  • پرنیا

    0

    آ باریکلا بانو دخت 🤌سر نخ و دادی دست آدم درست و با جنمش من مطمعنم تو و نریمان همه چی رو درست میکنید

    ۵ ماه پیش
  • پرنیا

    0

    روزی که هنوز به نیمه نرسیده دونفر دارن بهت میگن زلزله رخساره😂😂خوبه که آروم نمیگیری

    ۵ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️