چند قدم فاصله به قلم دیبا کاف
پارت نود :
آلا:
"شش ماه بعد"
در پشت سرم بسته شد که وسط خونه ایستادم.
خونه ای که بوی تازگی میداد.
بوی شروع.
کفش های سفیدم رو از پام درآوردم و چند قدم جلو رفتم.
دلم میخواست بدوم.
جیغ بزنم.
بخندم ولی بغضی عجیب گلوم رو گرفته بود.
به طرفش چرخیدم.
هنوز کنار در ایستاده بود و فقط نگاهم میکرد.
- چرا اینجوری نگام میکنی؟
آهسته به طرفم اومد.
هر قدمی که برمیداشت قلبم تندتر می
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۷۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

دیبا کاف | نویسنده رمان
خوشحالم دوست داشتید
۵ ماه پیشمحرابی
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

دیبا کاف | نویسنده رمان
قربونت برم عزیزم
۶ ماه پیشAsma
1این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

دیبا کاف | نویسنده رمان
😍
۶ ماه پیش۰۰۰۰
2این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

دیبا کاف | نویسنده رمان
🫠
۶ ماه پیشمریم
1الان من نفهمیدم امید چرا زنگ زد دانیال چی شد فوژان چی شد
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
پارت بعدی رو مطالعه کنید
۶ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

زهرا
0اینکه ایندفعه شخصیت اصلی اون شخصیت غد و مغرور داستان های همیشگی نبود جالبترش کرده یچی جدید