پارت پنجاه و دوم :
خندید. با انگشتان راستش روی فرمان ضرب گرفته بود و آرنج دست چپش را به لبهی پنجره تکیه داده بود. یواشکی نیمرخش را نگاه میکردم که مچ نگاهم را گرفت. سریع چشم دزدیدم که آهسته خندید. لب من هم به لبخند باز شد.
نخلها را نگاه میکردم و آفتاب مستقیم در چشمانم میتابید. آفتابگیر ماشین را باز کردم و انعکاس چهرهام در آینهاش افتاد.
به خودم نگاه کردم و لبخند زدم. انگار یک شکل دیگر شده بود
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
لیلی
1نمی دونم نفس اینهمه موضوعو چه جوری ازآینه درآورد گفت..والله من بعدازین پارت هرچی خودمو توآینه دیدم چیزی نفهمیدم😂😂
۳ ماه پیش
فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان
دیدهی بصیرت میخواد خواهر😂😂 مرسی که کنارمی لیلی جانم😍😍
۳ ماه پیشساناز
0💛🤎🩷💙🤍❤️💚🩵🩶💜🧡
۳ ماه پیشمحیا
1عالی بود ممنون بخاطر قلمت حرف های آراز خیلی تاثیر گزاره اخه نفس همش ناز کشیده پارسای عوضی نازشو نخریده بچم میترسه خدایی
۳ ماه پیشندا
0عالی عزیزم خداقوت
۳ ماه پیشفاطمه ❤️
1توی کامنتا لعل بخارا رو دیدم روحم شاد شد بس که با این رمان لذت بردم 💜💜💜 ممنون نویسنده جون 💜💜 واقعاً آراز خیلی خیلی عاقله 😘
۳ ماه پیشنفس
3آراز چه جنتلمنه امیدوارم رابطشون قوی تر بشه
۳ ماه پیشترنم
6سپاس طبیب بانو چقدر قلم گرم و شیوایی دارید پایدار باشید
۳ ماه پیشعلیرضا۲۸
5آخ گفتی طبیب بانو،یاد لعل بخارا افتادم
۳ ماه پیشترنم
3لعل بخارا هم عالی بود حاصل قلم طبیب بانو 👏👏👏
۳ ماه پیشمهلا
1عالی بود 💜💜💜💜💜💜💜
۳ ماه پیشعاطی
5چقدر این دو بهتر دارن باهم رفتار میکنند..چه خوبه که آدم احساساتشو به طرف مقابلش بگه🩵
۳ ماه پیشعلیرضا۲۸
3اره مخصوصا وقتی طرفت آدم حسابی باشه و بدونی بد قضاوتت نمیکنه از بیان احساساتت
۳ ماه پیشعاطی
6یک عدد آراز میخوااااام💚اگر موجود بود اطلاع بدین ممنون😎🫣
۳ ماه پیشزهرا
1نمیشه بریم سراغ همین اراز مخشو بزنیم😂 🤣نظرت؟
۳ ماه پیشعاطی
1من مخ زن نیست آخه دختر🫣😁 آراز منو ببینه خودش عاشق وجناتم میشه😍🤣🙃 اینقدر باشخصیت..بعدشم این آراز تینا و نفس داره یک آرازی میخوام که فقط عاطفه داشته باشه♥️😍♥️😍♥️😍♥️ اعتماد بنفس بالاست🙂😎
۳ ماه پیشزهرا
3بابانکشیمون بااعتماد به نفست😉به قول فاطمه جون گشتم نبودنگرد نیست🤣😂
۳ ماه پیشعاطی
2پس چی 😍😎😁 ما اینیم😎
۳ ماه پیشعلیرضا۲۸
2جوووووووووووون👩 ❤️ 💋 👩
۳ ماه پیشعاطی
2عزیزی😍😍😍😍😍
۳ ماه پیشعلیرضا۲۸
1خودم آرازت میشم😂😂
۳ ماه پیشعاطی
1جووووووووووون ♥️😍😎
۳ ماه پیشعلیرضا۲۸
1آراز بشم،نفس شدن بلدی؟🤣🤣🤣🤣🤣🤣
۳ ماه پیشعاطی
1من عاطی شدن بلدم 😉ورژنم از نفس بودن بهتره😍 من طرحواره نقص و شرم ندارم 😍 با آرازم روراست و عشقولانه حرف میزنم😎♥️ ترسامم حل شده 🩷♥️ بامن باشی عاشقم میشی😘😍 نبود؟؟؟؟؟؟
۳ ماه پیشعلیرضا۲۸
3فاطمه جانم ان شاالله همیییییییییشه موفق و سربلند باشی
۳ ماه پیشزهرا
3مرسی عاطی جون❤️❤️
۳ ماه پیشزهرا
2کاش همه مون توزندگی یادبگیریم هروقت هرجایی چیزی یاکسی ناراحتمون کردهمون جابگیم وجلوی خیلی ازسوتفاهم روبگیرم وباعث دلخوری وناراحتی نشیم حرفایاکارایی که شایدازنظرطرف مقابل اشکالی نداره ولی باعث سوتفاهم میشه ومشکل بوجودمیاره این مشکلی که من توزندگیم باهمسرم دارم وهمیشه باعث دلخوری میشه و.. ...
۳ ماه پیشعاطی
2آفرین دختر🩵🩷
۳ ماه پیشعاطی
2آراز تو کی بودی؟؟؟ چقدر خوب داری قلب نفس را احاطه میکنی..چقدر خوب بلدی به طرف مقابلت آرامش تزریق کنی💚
۳ ماه پیشزهرا
3باباقلب ماروهم احاطه کرده نفس که جای خودداره😉
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Mia
0با حرف های آراز موافقم بعضی موقع ها حتی پدر و مادر ها هم همین اشتباه رو میکنن و اسمش رو میزارن مسئولیت و دلسوزی و همین باعث میشه بچه هاشون وقتی میخوان رو پای خودشون به ایستند یه دفعه ای با یه تلنگر بشکنند🥲:)